|
استاد صباح خجسته عيد را ازصميم قلب تبريک وشا دباش عرض مي نمايم 
سال خوب و خوشی را در کانون گرم خانواده برای شما آرزومند م،امیدوارم که این خجسته عید برای همه ما بشارت مملو از عشق و صفا و محبت و صمیمیت و عیدی صلح و آرامش و خوشبختي برای میهن وسربلندي همه هموطنان باشد. دلبستگي و علاقه مندي به زادگاه امري فطري است و هرکس دوست دارد از اوضاع مختلف طبيعي - اقتصادي- تاريخي- فرهنگي و اجتماعي زادگاهش در گذشته و حال اطلاعاتي داشته باشد. در وازه نامه فارسي دري از فرهنگ به عنوان ريشه و چشمه زندگي ياد شده است و فردوسي ازا ين واژه ارزشها و ا نديشه هاي والاي بشري را ارا ده مي کند و فرهنگ را بر تبار و نژاد و اصل و نسب برتري مي نهد. تعدادي مسائل مادي و اقتصادي را و تعدا د ديگرمعنوي ترين جنبه هي زندگي را فرهنگ مي دانند.بين فرهنگي که مردم شناس مي شنا سد و آنچه فيلسوف يا مورخ در نظر دارد تفاوت بسياري ديده مي شود،برخي انسان سناسان فرهنگ را فرآورده اجتماع بشري مي دانند. ا صولا وجود فرهنگ همان نفس و ذات زند گي است ،همان رود خروشان که انسان را به درياي کمال رهنمون مي شود.حقيقتي که انسان را به عنوان اشرف مخلوقات معرفي مي نميد. فرهنگي را که در متن زندگي مردم جريان دارد ارج نهادن به فرهنگ مردم همان ارج نهادن به مردم است چرا که مردم از فرهنگ خود جدا نيستند. کليه امور و شئون جامعه از قبيل آداب و رسوم و موقعيت فرهنگي و تاريخي را به شدت رو به دگرگوني و تحول مي برد شايسته نيست که فرزندان ا ين ديار و ياندگان از اوضاع فرهنگي و اجتماعي پيشينيان خود بي اطلاع باشند . نقش عید و جشن های هر دین و مذهبی در میان پیروانش از اهمیت بسیاری برخوردار است. هر دین و مسلکی بنا به فراخور و فضای اندیشگی که دارد به جشن و سرور می پردازد. در ادیان الهی جشن و سرور توام با ادراک عقلانی و عبودیت است. واژه عید در اصل از فعل عاد (عود ) یعود اشتقاق یافته است . معانی مختلفی برای آن ذکر کرده اند ، از جمله : خوی گرفته، هر چه باز آید از اندوه و بیماری و غم و اندیشه و مانند آن ، روز فراهم آمدن قوم ، هر روز که در آن انجمن یا تذکار فضیلت مند یا حادثه بزرگی باشد . گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادی نوینی باز آرد . ابن منظور در لسان العرب گفته است که برخی بر آن هستند که اصل واژه عید از "عاده " است ، زیرا آنان بر جمع آمدن در آن روز عادت کرده اند . چنانچه گفته شده است : القلب یعتاده من حبها عید . و نیز یزید بن حکم ثقفی در ستایش سلیمان بن عبد الملک گفته است : امسی باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا یعتاده عیدا . به گفته ازهری : عید در نزد عرب ، زمانی است که در آن شادی ها و یا اندوه ها ، باز می گردد و تکرار می شود . ابن اعرابی آن را منحصر به شادی ها دانسته است. بدون ترد ید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید نوعى شادى و لذت درونى در خودا حساس مى کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست . زیرا هر کسى نسبت به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت مى نگرد و از آن بهره مى گیرد . غروب تنهاي با من بگو اين داغ سنگين، چيست بر دل! در فراواني اندوه ها، تمام مرثيه ها را ورق مي زنم و چشم ها، تازه ترين اشک ها را نذر ماتم مي کنند! گويي دلم نبض خويش را با «غربت وتنهاي » تنظيم کرده است! پرده اي از تلخ ترين غريبانه ها، پيش رويم مي آويزد و من به غمگين ترين غروب جاري در افق مي نگرم؛ غروبي درست شيبه غروب تنهاي ! شايد « شام غريباني ديگر» در راه است و سوگنامه غريبي ديگر در ديار غريبان؛ آن هم در غربتي سنگين و جان گداز، آن هم در «شهربيگانه »؛ جايي که حتي يک نفر، نگاهش را مهرباني نياموخته و از در و ديوارش، فقط بيگانگي مي بارد! آه اي غربت آبادِ غصه هاي ويرانگر! اي شهر غم هاي فراموش نا شد ني ! آه، چه تلخ گرفته اي در آغوش، اينک غم راه، اي ديار شوم، اي ماتم آباد تمام تبعيدها! 
مثل بغضم، مثل آهم، در غروب سرد و زخمي بيتْ بيتِ غربت و تنهايي ات را مي شناسم كدام شب از شبهاي سرد آن سال تقديرم را چنين نوشتند كه آواره، كولهبار اين همه تلخي و درد بر دوش ميكشم ماهها از دياري به ديار ديگر. و سالي ديگر دوباره همانها نوشتند كه درياها بگريم و نگاه از نگاه اينها كه در چشمانشان ترحمي دردآور سوسو ميزند برگيرم و لبخندي برلب آورم انگار كه هيچ نبوده و هيچ ماهي بر من نگذشته است. گناه از من بود كه دلخوشي همگان ميخواستم و نصيبم اين روزگار سردِ وانهادگي شد. سراپا سكوتم اما تو ميداني كه با دل پُر ميآيم اين شبها و ميخوانمت به نام، هزار بار كه تقديري ديگر برايم رقم زنند... موجها خوابيده اند آرام و رام طبل توفان از نوا افتاده است چشمه های شعله ور خشکيده اند، آبها از آسيا افتا ده است... باز ما مانديم و شهر بی تپش وآنچه کفتار است و گرگ و روبه است گاه می گويم فغانی سر کنم، باز می بينم زبانم کوته است... در شگفت از اين غبار بی سوار خشمگين ما نا شريفان مانده ايم آبها از آسيا افتاده، ليک باز ما با موج و توفان مانده ايم... هر که آمد بار خود را بست و رفت ما همان بدبخت و خوار و بی نصيب زآن چه حاصل جز دروغ و جز دروغ؟ زين چه حاصل جز فريب و جز فريب؟ باز می گويند : فردای دگر صبر کن تا ديگری پيدا شود، فرشته ي پيدا نخواهد شد،اميد! کاشکی اسکندری پيدا شود... زندگی در گذر است چون رودی خروشان، بی رحم اما زیبا و با شکوه که البته شاید همین خروشا نی و عبورش از پستی و بلندی ها آنرا علی رغم تمام بیرحمی اش، زیبا و خواستنی کرده است. این رود خروشان با تمام مشکلات و موانعی که در سر راهش قرار دارد مقابله و همچنان به راه و مسیرش ادامه میدهد و فقط به یک چیز می اندیشد: (حرکت) بعضی وقتها از خود میپرسيم این زندگی و یا شاید بهتر است بگویم این رود وحشی و سرکش چه با خود به همراه دارد؟ آیا به غیر از درس گرفتن از این همه سر سختی که در برابر هر مانع سر راهش از خود نشان می دهد و از حرکت باز نمی ماند، مطلب دیگری نیز می توان از او آموخت؟هر بار در برابر این پاسخ جوابی می یابيم و می دانيم که این رود به قدری بزرگ و پهناور است که هر بار دیگر هم که به او و این مسئله فکر کنيم چیزهای زیادی به ما خواهد آموخت. چیزهائی که فقط گذر زمان در درک وا قعی آن موثر و مفید خواهد بود چون این رود هم به مانند تمامی رودها در هر لحظه و هر قسمت از مسیرش چیز خاص و مخصوص به آن موقع را به یادگار می گذارد.سنگ ها، گل و لای و سایر چیزهای باقی مانده ، این رود درقسمتها ئی از مسیرش ذرات طلا در بخشهای دیگر سنگهای قیمتی، وخیلی چیزهای دیگر از خود به جا میگذارد که فقط باید به خود فرصت دهیم و در حالی که با پستی و بلندی های بستر رودخانه بالا و پائین میرویم و شنا میکنیم به تمامی چیزهای رسوب کرده اطراف با شد. رودخانه را چون نمادی از سر سختی و پشتکار است دوست داريم، اگردر هر فرمش باشد، خواه آرام و کندرو و خواه سرکش و تندرو. چون این ذهن ما است که به ابژه های اطراف هویت میدهد و آنها را به سوژه ای خاص در تبدیل میکند. هر از گاهی به این تبد یل ها و فرم ها می ا ندیشم ، فرمی خاص که به در حفظ و نگهداری توازن روح، فکر و به دنبال آن جسم که با سلامتی معنا می یابد، می اند یشم. برفهای بی هنگام در باور بهار آب می شوند، شکوفه های زودرس، قربانی هميشگی تب و تاب روزهای آخر زمستانند. در کوچه، انفجار ثانيه هاست. مردم آمده اند، تا زردی را با آتش و شادی را با بهار قسمت کنند. تحفه عيد به جوانا ن وطن: عيد را به ديگرا ن تبريک گفته آرزوي موفقيت نما.- کوشش کن درکانون خانوادگي ات هميشه عيد باَشد. - بدو ن عيد وجشن شاد باش . - هیچ وقت فرصت ابراز علاقه به دیگران را از دست مده. - بدان که در چه وقت باید سکوت کنی . - سعی کن مشکلات را بجای بزرگ کردن حل کنی . - برای فرزندانت همیشه آواز و کتاب بخوان . - کارت تبریک های زیادی برای دیگران بفرست و با این عنوان امضا کن ( کسی که فکر می کند شما فوق العاده اید. ) . - وقتی می خواهی یک رابطه عاشقانه همانطور باقی بماند فقط بگو من مقصر بودم . - افتخاراتت را با دیگران تقسیم کن . - نگذار شرافتت لکه دار شود . - سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند . - هیچ وقت شادی دیگران را از بین نبر . - یک اشتباه را دوبار تکرار نکن . - سعی کن برای دیگران الگو باشی . - انگیزه ات در ازدواج عشق باشد . - همیشه شکر گزار باش . - کوچکترین پیشرفت ها را غنیمت بشمار . - وظیفه شناس باش . - به جزئیات توجه کن . - از افراد بد بین دوری کن . - در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور . - هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار . - از صمیم قلب عشق بورز . ممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده از حیات همین است . - وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده تا شیک شود به بگو معرکه شده ای . - یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار می دهد . - یادت باشد که همه مردم به چیزی عشق می ورزند از چیزی وحشت دارند و چیزی را از دست داده اند ... - آرام صحبت کن اما در فکر کردن سریع باش . - روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش . - حداقل سالی یکبار طلوع خورشید را تماشا کن . - برای فردایت برنامه ریزی کن . - از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن . - نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر . - اجناسی که بچه ها می فروشند بخر . - برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر . - اگر مجبور شدی با کسی در گیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن . - همیشه در حال آموختن باش . - آنچه می دانی به دیگران بیاموز . - روز تولدت یک درخت بکار . - دوستان جدید پیدا کن اما قدیمی ها را از یاد مبر . - از مکان های مختلف عکس بگیر . - رازدار باش . - به دیگران متکی نباش . - فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد ماکول نکن . - اشتباهایت را بپذیر. بدان تمام اخباری که می شنوی درست نیست . - بعد از تنبیه فرزندانت را در آغوش بگیر و نوازش کن . - هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن . - شجاع باش حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی هیچکس نمی تواند فرق بین این دو را تشخیص دهد . - به کسی کنایه نزن . - به بچه هایت بگو آنها فوق العاده اند . - از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نیست . - هرگز به همسرت خیانت نکن . - سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند . - کسی که امیدوار است هرگز نامید نکن شاید امید تنها دارایی اوست . - وقتی با فرزندانت بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند . - در پول دادن به فرزندانت خسیس نباش . - اصالت داشته باش . - هیچ وقت به سیاستمداران اعتماد نداشته باش . - از حدی که لازم است مهربانتر باش . - وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن . - بهترین دوست همسرت باش . - از کسی کینه به دل نگیر . - تا وقتی که شغل بهتری پیدا نکردی شغل فعلیت را از دست مده . - برای مقام موجودات زنده ارزش قائل شو . - شکست را به راحتی بپذیر . - وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن . - خود را درگیر مسائل بی اهمیت نکن . - هرگز به کسی نگو خسته و افسرده به نظر می رسد . - هیچ وقت قمار بازی نکن . - همشه به قولت وفادار باش . تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن . - عادت کن همیشه حتی وقتی ناراحت هستی خود را سر و حال نشان بدهی . - خود را دست کم نگیر . - از وسایلت به خوبی استفاده کن . - وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است . - انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد . - برای تغییر دادن دیگران بیش از حد تلاش مکن . - همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش . - قدرت بخشند گی را از یاد مبر . - پل ها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی . - نسبت به مرد می که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش . - دوستی های قد یمی را دوباره تازه کن . - سعی کن زند گی همیشه برایت پیام داشته باشد . - کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان . - احمقانه رفتار نکن . - طوری زند گی کن که روی سنگ قبرت بنویسند : شخصی که از هیچ چیز در زندگیش پشیمان نبود ... وقتی تاراج خزان ، درختان سبز را بی برگ و عریان می سازد ، وقتی چنگال زمستان ، حلقوم حیات را در گیاهان می فشرد و رمق از همه چیز می گیرد اما همین که « بهار» می رسد ، باز همان « حیات» جوانه می زند. از شاخه ها و ساقه های درختان ، از سطح زمین ، و از همه جا... طبيعت نو می شود بهار لباسی تازه بر اندام کائنات می پوشاند. چهره هستی نو می شود و «جشن تولد» طبیعت ، در نغمه بلبلان جلوه می کند. مگر ما تافته جدا بافته ايم؟ مگر ما نافرزندی اين مادريم؟ چرا ما «نو» نشویم؟ البته یک تفاوت بین ما و طبیعت و گیاه و دشت و درخت وجود دارد.تفاوتی عمده و آن اینکه «رویش» ما به دست خودمان است، «اختیاری» است. همچنانکه پائیز وجودما و زمستان زند گی ما نیز به گونه ای دیگر است. چگونه می توان در وجود خویش « عیدی» آفرید و «نوروز» ی برپا کرد و شاهد فصل بهار در «انسانیت» خود بود؟ «خانه تکانی» دل چگونه است؟ ما اگر اهلش باشیم ، اگر ذوق شکفتن و شوق روئیدن و سبز شدن و برآمدن و عشق جوانه زدن و رشد یافتن در ما باشد، می توانیم در کنار« عيد سال» شاهد « عيد حال» هم باشیم. می توانیم با عوض شدن « تقویم»، اخلاق خود را هم عوض کنیم. حیف نیست که سال عوض شود ولی ما عوض نشویم؟ بيائيد کمی در کارنامه ژارسال خود مرور کنيم بهار را تابلوئی زیبا از ابداع خویش قرار داده است و هستی را «نو» می کند.ما چرا هماهنگ با کاروان هستی گام برنداریم؟ ما چرا « نو » نشويم؟ اگر یکبار آزادی دست دهد اميد واري را از آن بیرون خواهم کرد ـ آزادی د شمن اميد واري است ـ اگر آزادی دست ندهد در زندان برای زندانیان خواهم گفت اميد واري تنها راه زنده ماندن است . آیزاک نیوتن که بود؟ استادصباح سر آیزاک نیوتن (۲۵ دسامبر ۱۶۴۲) کیمیاگر، ریاضیدان، دانشمند و فیلسوفی انگلیسی بود. وی در سال ۱۶۸۷ م. شاهکار خود "اصول ریاضی فلسفهی طبیعی" را به نگارش درآورد. در این کتاب او مفهوم گرانش عمومی را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. نیوتن همچنین در افتخار تکمیل حساب دیفرانسیل با ویلهلم گوتفرید لایب نیتز ریاضیدان آلمانی شریک است. نام نیوتن با انقلاب علمی در اروپا و ارتقاء تئوری خورشید- مرکزی (heliocentrism) پیوند خورده است. او نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف کرد. وی همچنین توانست برای اثبات قوانین حرکت سیّارات کپلر برهانهای ریاضی بیابد. در جهت بسط قوانین نامبرده، او این جستار را مطرح کرد که مدار اجرام آسمانی ( مانند ستارگان دنباله دار) لزوما بیضوی نیست بلکه می تواند هذلولی یا شلجمی نیز باشد. افزون بر اینها، نیوتن پس از آزمایشهای دقیق دریافت که نور سفید ترکیبی است از تمام رنگ های موجود در رنگینکمان. او فرضیه موجی هویگنس را دربارهی نور رد کرد. از دیدگاه نیوتن نور جریانی از ذرات است که از چشمهی نور به بیرون فرستاده میشوند. نیوتن در روستای وولز تورپ بای کولز تر وُرث (Woolsthorpe-by-Colsterworth) واقع در ناحیه لینکن شایر (Lincolnshire) زاده شد. سه ماه پیش از تولد، پدرش درگذشت. مادر او نیز دو سال بعد ازنو ازدواج کرد و آیزاک را تحت سرپرستی مادربزرگش قرار داد.پس به پایان بردن آموزشهای آغازین در مدرسه گرنتَم(Grantham Grammar School)، در سال ۱۶۶۱ م. نیوتن به دانشکده ترینیتی ی کیمبریج (Trinity College, Cambridge) – جایی که عمویش نیز به تحصیل اشتغال داشت – وارد شد. در آن دوران دروس دانشکده عموما بر پایهی آموزههای ارسطو تنظیم میشد ولی نیوتن ترجیح میداد که با اندیشههای مترقیتر فیلسوفان نوگرایی چون دکارت، گالیله، کپرنیک و کپلر آشنا شود. در ۱۶۶۵ م. او موفق به کشف قضیهی دو جملهای در جبر شد. یافتهای که بعدها به ابداع حساب دیفرانسیل انجامید. نیوتن نخستین مدرک دانشگاهی خود را در سال ۱۶۶۵ م. دریافت کرد اما زمانی که درصدد ورود به دورهی کارشناسی ارشد بود، دانشگاه کیمبریج بر اثر همهگیری طاعون در لندن و حومه تعطیل شد و نیوتن به روستایش بازگشت. در طول دو سال بعد او در خانه اش به مطالعات خود در زمینهی حساب، نورشناسی و گرانش ادامه میداد.در همین دوران مرخصی اجباری بود که نیوتن نظریات خود را در مورد گرانش (جاذبه) پایهریزی کرد. مطابق داستانی بسیار مشهور، روزی نیوتن زیر یک درخت سیب نشسته بوده که ناگاه سیبی بر سرش میافتد واز این واقعه او به یکسانی ماهیت نیروی گرانش زمینی و سماوی پی میبرد. داستان فوق در واقع روایت اغراق شده ایست از خاطرهای که خود نیوتن نقل کرده بود مبنی بر اینکه یک روز کنار پنجرهی اتاق خانه اش (Woolsthorpe Manor) به تماشای باغ نشسته بود که افتادن سیبی از درختی نظرش را به خود جلب کرد. سالها بعد در ۱۵ آوریل ۱۷۲۶، او به دوست نویسنده اش ویلیام استاکلی گفت: " واقعهی مذکور این سؤال را به ذهنم آورد که چرا سیب همیشه مستقیما به پایین میافتد؟ چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین به طرفین یا رو به بالا نمیرود؟ " (به نقل از کتاب " یادداشت هایی از زندگانی سر آیزاک نیوتن") پس از برطرف شدن خطر طاعون، نیوتن به کیمبریج بازگشت (۱۶۶۷ م.) و عضو جزء کالج ترینیتی شد و در سال ۱۶۶۸ م. با دریافت مدرک فوق لیسانس و گرفتن کرسی استادی لوکاسین جایگاه خود را تثبیت کرد. نورشناسیدر اواخر دهه ۱۶۶۰ م. نیوتن درباره شکست نور تحقیق میکرد. او دریافت که نور سفید اگر از یک منشور عبور کند به طیفی از رنگ ها تجزیه میشود. همچنین بوسیلهی قرار دادن منشور مشابه دیگری در مسیر نور تجزیه شده به صورت وارونه، می توان رنگ های طیف را بازترکیب کرد و نور سفید به دست آورد. او علت تشکیل طیف را چنین توجیه میکرد: نور جریانی از ذرات کوچک است که به خط مستقیم در فضا حرکت میکنند و هنگام عبور از یک ماده شفاف مانند منشور به ماده ای دیگر، این ذرات بسته به نوع لرزش خود با زاویه های گوناگون شکست مییابند. در نتیجه ذرات تشکیل دهنده نور سفید ازهم جدا شده به شکل طیف هفت رنگ ظاهر میشوند.این ویژگی در اختربینهای (تلسکوپ) شکستی (انکساری) پدیده ای را موجب می شود که به آن پراکندگی نور میگویند؛ لبه های عدسیهای این اختربینها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را پس از عبور از خود به صورت طیف در میآورند و در تصاویر تلسکوپ حاشیههای رنگی ایجاد میکنند. برای حل این مشکل نیوتن در سال ۱۶۶۸ م. تلسکوپ بازتابشی را که چندی قبل توسط جیمز گرگوری اسکاتلندی طراحی شده بود تکامل بخشید و آن را همراه با تحلیل دقیق قوانین بازتابش و تجزیهی نور به انجمن سلطنتی ارائه نمود. نظریهی نیوتن با مخالفت رابرت هوک فیزیکدان روبرو شد. هوک و کریستیان هویگنس هلندی در آن زمان صاحب تئوری موجی نور بودند که از نظر نیوتن مردود بود. چندی بعد نیوتن بر پایه نظریات خود کتابی در باب نورشناسی با عنوان اپتیکس (Opticks) نوشت. ولی از بیم مخالفتهای هوک انتشار آن را تا سال ۱۷۰۴ م. به تأخیر انداخت. در این زمان وی خود رئیس انجمن سلطنتی شده و رابرت هوک نیز در گذشته بود.در سال ۱۶۸۴ م. نیوتن که مطالعات خود را دربارهی گرانش و چگونگی حرکت سیارات کامل کرده بود، رساله ای در این مورد نوشت که بسیار مورد توجه ادموند هالی منجم معروف انگلیسی قرار گرفت. با تشویق و پیگیری او سرانجام نیوتن کتابش را تکمیل و با سرمایه هالی منتشر کرد. این کتاب، (Philosophiae Naturalis Principia Mathematica) یا همان "اصول ریاضی فلسفهی طبیعی" بر جهان علم بویژه فیزیک تأثیری عظیم گذاشت و بعضی آن را بزرگترین کتاب علمی تاریخ دانستهاند.یوهانس کپلر ستاره شناس آلمانی در ۱۶۰۹ م. نظریهی انقلابی خود را دربارهی حرکت سیارات عرضه کرد. در آن زمان هنوز یافتههای کپرنیک مقبولیت عام پیدا نکرده بود و اکثر مردم بر این باور بودند که سیارات، خورشید و دیگر ستارگان به دور زمین میچرخند. کپلر درکتاب خود به نام «هیئت جدید» (Astronomia Nova) تمام این پندارها را در هم ریخت. او با استفاده از نتایج رصدهای استادش تیکو براهه (Tycho Brahe) و مشاهدات خود توانست ثابت کند که سیارات نه به دور زمین که گرد خورشید میچرخند و مدار آنها نیز بر خلاف تصور رایج دایرهای نیست بلکه بیضوی است. کپلر نتوانسته بود توضیح دهد که چرا مدار سیارهها به این شکل است و چه نیرویی آنها را به حرکت در میآورد. همچنین مشخص نبود که به چه علت سرعت مداری سیارات وقتی به خورشید نزدیکترند، افزایش مییابد.نیوتن در کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعی ( معروف به Principia) به تمامی این پرسش ها پاسخ گفت. او ثابت کرد که نیروی کشش میان اجسام آسمانی، طبق قانون " عکس مربع" عمل میکند یعنی مقدار نیروی گرانش میان خورشید و یک سیاره برابر است با عکس مجذور فاصله میان آن دو. او با تحلیل ریاضی نشان داد که قانون عکس مربع به ناگزیر مسیر حرکت سیاره ها را بیضی میسازد. آنگاه او گام بلند دیگری برداشت و قانون گرانش عمومی را وضع کرد که به موجب آن هر جسمی در عالم به هر جسم دیگری نیروی کششی وارد میکند و مقدار این نیرو با رابطهی نامبرده محاسبهپذیر است. در بخش دیگری از پرینسیپیا، نیوتن چگونگی جنبش اجسام را در قالب سه قانون توصیف کرده است. این قوانین آنقدر همهفهم و آشکارند که امروزه کسی گمان نمیبرد نیازی به کشف شدن داشته باشند با این حال نیوتن نخستین کسی بود که با نبوغ خود به وجود آنها پیبرد و چیستان حرکت جسم را حل کرد.فیلسوفان کهن بر این باور بودند که اجسام در حالت طبیعی ساکن هستند و برای اینکه یک جسم با سرعت یکنواخت به حرکت خود ادامه دهد، باید پیوسته نیرویی بر آن وارد شود در غیراین صورت به حالت «طبیعی» خود برمیگردد و ساکن میشود. اما نیوتن با بهرهگیری از پژوهشهای گالیله به این پندار درست رسید که اگر جسمی با سرعت یکنواخت به حرکت درآید و نیرویی بیرونی به آن وارد نشود تا ابد با شتاب صفر به حرکت خود ادامه خواهد داد. این ویژگی را نیوتن در نخستین قانون حرکت خود چنین بیان میکند:قانون یکم: هر جسم که در حال سکون یا حرکت یکنواخت در راستای خط مستقیم باشد، به همان حالت میماند مگر آنکه در اثر نیروهای بیرونی ناچار به تغییر آن حالت شود. دومین قانون به این پرسش پاسخ میدهد که اگر بر یک جسم نیروی خارجی وارد شود، حرکت آن چگونه خواهد بود.قانون دوم: آهنگ تغییر اندازهی حرکت یک جسم، متناسب با نیروی برآیندِ وارد بر آن جسم است و در جهت نیرو قرار دارد. فرمولی که از این قانون برمیآید (F=ma) به معادله بنیادین مکانیک کلاسیک معروف است که مطابق آن، شتاب یک جسم برابر است با نیروهای خالص وارده تقسیم بر جرم جسم.سومین قانون میگوید که هرگاه جسمی به جسم دیگری نیرو وارد کند، جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در سوی مخالف بر جسم اول وارد میکند و برآیند کنش همزمان این دو نیرو باعث حرکت شتابدار میشود.قانون سوم: برای هر کنشی همواره یک واکنش برابر ناهمسو وجود دارد. مجموعهی قوانین سهگانهی حرکت و قانون گرانش عمومی، اساس و شالودهی فناوری مدرن هستند و با وجود پیدایش فرضیه های تازهتر از اهمیت آن کاسته نشده است. در کنار فعالیتهای علمی معمول، نیوتن از مسؤولیتهای سیاسی نیز رویگردان نبود. او در سال های۱۶۸۹، ۱۷۰۱ و ۱۷۰۲ م. به نمایندگی مجلس برگزیده شد. اگر چه تنها جملهای که در طول این سه سال در صحن مجلس بر زبان آورد، تقاضای بستن پنجرهها بود! در 1696م. با فرمان چارلز مونتاگو رئیس خزانهداری انگلیس، نیوتن منصب ناظر ضرابخانه سلطنتی را عهدهدار شد و سه سال بعد (۱۶۹۹ م.) به مدیریت آن سازمان گمارده شد. اگر چه نیوتن چنین مشاغلی را بیشتر برای سرگرمی میپذیرفت ولی گفتهاند که در این مقام او وظیفهی خود را "با شایستگی تمام" انجام میداد. از سال ۱۷۰۳ م. تا آخر عمر نیوتن رئیس انجمن سلطنتی بریتانیا و همچنین یکی از هموندان (اعضای) فرهنگستان علوم فرانسه بود. او در سال ۱۷۰۵ م. از سوی ملکه آن به مقام شهسواری مفتخر گردید.سر آیزاک نیوتن در سن ۸۵ سالگی در لندن درگذشت. پیکر وی را در کلیسای وستمینستر به خاک سپردند. او نخستین دانشمندی بود که به این افتخار نائل آمد.
|