arrowخوش آمدید ښه راغلاست Monday, 06 September 2010   

www.wlonga.com

D LMAR RONA-دلمر رنا



 
Main Menu
خوش آمدید ښه راغلاست
English
Deutsch
Guestbook
Weblinks
User logon
- - - - - - -
Games سرگرمی
Recommend پیشنهادات شما
Contact us
Latest News مطالب جدید
وړانګه

آغاز سایت

laili wa majnonسخنی چندپیرامون کتاب « لیلی ومجنون » چاپ

نویسنده : دکتورغلام حیدریقین

پروردگارا ! به کسی که عشق دادی،چه ندادی ؟

وبه کسی که عشق ندادی،چه بدادی؟

« خواجه عبدالله انصاری »

سخنی چندپیرامون کتاب « لیلی ومجنون »

اثرابوبکریقین

----------------------------------------

قسمت اول :

پیش درآمد :

داستان وداستانسرائی درفرهنگ وادب پرباروغنامندماپیشینه درخشانی داردوازروزگاران قدیم شاعران ، ادیبان ونویسنده گان،دست به داستانسرائی زده وبه این پدیده ادبی که بازتابی است ازخواسته ها،نیازهاوعقاید مردم ما،توجه واهتمام زیادی به خرج داده اند.این داستانهایااصل وریشه آریائی داشته ویاازفرهنگ وادب دیگرکشورهاوبه ویژه ازفرهنگ وادب عرب مایه گرفته است .

فرهنگ عرب درعرصه داستانسرائی،تأثیرات عمیق وشگرفی رادرتاریخ وادب پارسی به جای گذاشت چنانکه میتوان اینگونه داستانهاراکه منشأعربی دارندودرادبیات ماراه یافته اند،به چهاردسته بخشبندی نمود :

نخست: داستانهای که بعدازگرایش خراسانیان به دین اسلام ازطریق آثاردینی واردزبان فارسی گردیده است.

دودیگر: داستانهاوروایاتی که مربوط به اعراب جاهلی بوده ودردوره اسلامی ازطریق آثارمتفرقه عرب وارد زبان شده اند .

سوم : داستانهاوروایات غیردینی عرب دوره اسلامی که به فارسی دری راه یافته اند.

چهارم : داستانهاوقصه هائی که اصل ومنشاآریائی داشته،مگرتأثیرات اندیشه ورسم ورواج وروایات سامیها درآنهازیاد به چشم میخورد.

داستانهای که بعدازظهوردین اسلام وبه ویژه ازطریق آثاردینی،واردزبان وفرهنگ ماشده،زیاداند،چنانکه به گونه نمونه میتوان ازاین داستانهایادکرد: ازگناه وتوبه آدم . ازقابیل وجنایتش که سنگ اول بنای برادرکشی را گذاشت. ازادریس وحکمتش. ازنوح وتوفانش. ازصالح واشترش. ازابراهیم بت شکن وآذربت تراش وگلستان شدن آتش برابراهیم. ازلوط وانحراف قوم او. ازاسماعیل وتیغ کشیدن پدربرحلقش . ازموسی وبیرون آمدن او برفرعون واژدهاشدن عصایش به مقابل فرعون . اززنده گی یونس درشکم ماهی . ازصبرایوب . ازپادشاهی سلیمان واینکه زبان مرغان میدانست وشرکت کردنش درمهمانی سلطان مورچه گان وعاشق شدنش بربلقیس ملکه شهرسبا. ازآواره کردن بنی اسرائیل ذکریاوحکایات مربوط به ذوالقرنین وماجرایش باخضروتلاش او برای به دست آوردن آب زنده گانی. ازحکمت لقمان وزنده گی جاوید خضر. ازخواب طولانی اصحاب کهف ووفای سگ ایشان. ازداستان مریم که عیسی راتولدکرد. ازسخن گفتن عیسی درکودکیومرده رازنده کردن. ازیعقوب وچشم گریانش وچگونه گی جداشدن یوسف ازیعقوب وخیانت ورزیدن برادرانش وعشق زلیخاو پاک دامنی یوسف وماننداینها،که تمامی داستانهای یادشده خمیرمایه ادبیات پردامنه فارسی دری گردیده وشاعران و نویسنده گان ما،آنهارا ازطریق ترجمه واردادبیات فارسی نموده اند .

درموردداستانهاوروایاتی که مربوط به اعراب جاهلی است وبعدازانتشاردین اسلام درادبیات ماراه یافته اند ، میتوان گفت که بیشتراین داستانهایاازطریق آثارغیردینی عرب ویااینکه به گونه شفاهی سینه به سینه نقل گردیده وتاروزگارمارسیده است. اینگونه داستانهاوروایات دارای جنبه های حماسی،تمثیلی،غنائی وعاشقانه است که بعدهاتوسط شاعران ونویسنده گان ادب فارسی شاخ وبرگ فراوان داده شده وچنان بافرهنگ وادب پارسیدرآمیخته ورسم ورواج وفرهنگ خراسان دوره اسلامی درآنهابازتاب یافته است که شنونده وخواننده اینگونه داستانهابه این باورمیرسدکه شایدآن داستان منشأوریشه آریائی داشته باشد،چنانکه به گونه نمونه میتوان ازداستان تراژیدی وعاشقانه ( لیلی ومجنون ) نام برد .

داستان لیلی ومجنون که دراصل منشأعربی دارد،ازدودلداده وعاشق پاکبازی حکایت میکندکه هردوباهم دوستان دبستانی بوده اندکه درسرزمین نجددرشبه جزیره عربستان زیست میکردند.

به روایت تاریخ،قبیله ( بنی عامر) راامیری بودکه ثروت فراوان داشت وازمال ومنال بی نیازبود،مگراو را فرزندی نبودکه پس ازوی به این همه جاه ومقام دست یابد. امیرنجد،به درگاه ایزددانا وتوانا،رازونیازکرد،تا آنگه که پروردگارعالم اوراپسری بخشیدکه ویرا( قیس ) نام نهادندوچون ببالیدوقدش بالاگرفت،به مکتبخانه اش فرستادندتابه گفته شیخ شیرازجوراستادکشدچون بهتراست ازمهرپدرودرعقل وخردش اندکی بیافزاید. قیس پسری درس خوان و زیرک بوده است وباهم کلاسیان خویش الفتی تمام دارد. دردرس خانه گروهی ازپسران ودختران قبیله های دیگرنیزدرس میخوانندواندرین میان دختری زیباروی به نام ( لیلی ) نیزکه ازقبیله دیگر است،همزانووهم درس قیس میشود. قیس رابالیلی دلبستگی ومهرپدیدآمده است ولیلی نیزویراعاشقانه میپرستد. دوستی وپیوند این دوکودک دبستانیدورازتمنیات وعلایق جنسی تکامل میکندوبه عشقی آتشین مبدل میشود ، چنانکه آتش در سوخته گان عالم میزندوازقیس داناوکانا« مجنون » میسازد .

واماوضع « لیلی» به گونه دیگررغم خورده است،به دلیل آنکه اوزن به دنیاآمده است ومحکوم حرمسرائی تازیان است ومهمترآنکه اوراپدریست بس مقتدروثروتمندکه حتی دخترداشتن رامایه ننگ میداند،چه برسدکه دخترش باپسری ازقبیله دیگرعشق بورزدوانگارکه این دخترآبروی خانواده اش رابربادداده است. لیلی را از مدرسه بازمیدارندودرحصارخانه زندانی میسازند. مجنون چون ازدلسوخته اش دورمانده،صبرواختیارازدست بداده است وبی اختیارباسروپای برهنه روی به دشت وصحرانهاده است وباددان بیابان انسی تمام گرفته است واین وضع دشواروجدائی ازیکدیگرتابدانجای پیش میرودکه هردودلداده درراه عشقی نافرجام،اماپایداردیده از جهان فرومیبندند،چنانکه سرگذشت غم انگیزودردآوراین دوعاشق دلباخته درادبیات عرب وعجم ماندگارمیماند

داستان لیلی ومجنون نه تنهادرادبیات عرفانی،بلکه تدریجآبه ادبیات بدیعی نیزراه پیداکردوبیش ازپیش تکامل ورواج یافت وبه مرورزمان درقطاردردانه های گنجینه ادبیات جهان قرارگرفت،چنانکه ازروی شواهدوقراین موجودمیتوان ادعاکردکه درزبان نبشته ها،شعروادب پارسی وبه ویژه درادبیات غنائی مابازتابی فراوان یافت وسپس ازطریق این زبان درشعرترکی واردووکردی ودیگرزبانهاولهجه های خاورمیانه وکشورهای مشرق زمین راه پیداکرد،چنانچه شاعران،نویسنده گان،نقاشان،درامه نویسان وفیلمسازان زبانهای یادشده بهترین اثر های گرانبهاوذیقمتی رادراین زمینه خلق وابداع کردند.

درشعرفارسی نخستین وکهنترین شاعری که دست به سرایش داستان عاشقانه لیلی ومجنون زد،حکیم ابو محمدالیاس نظامی گنجه ئی است. این شاعرپرمایه درسال 584هجری در4500 بیت داستان رابه نظم در آوردکه درخمسه یاپنج گنج شاعردرج شده است. بعدازنظامی سرودن مثنوی لیلی ومجنون بروزن خمسه نظامی رونقی تمام یافت،چنانکه به روایتی سی واندشاعرفارسی زبان وسیزده شاعرترک ویک شاعراردوبه تقلیدازنظامی این داستان رابه نظم درآوردندکه ازآن جمله میتوان ازشاعرانی چون:مولانانورالدین عبدالرحمان جامی،امیرخسرودهلوی،فتحعلی خان صبا،هلالی چغتائی،مکتبی شیرازی ودراین اواخرازابوبکریقین شاعر شناخته شده معاصرافغانستان نام برد. همه شاعران یادشده باکمی تفاوت ازنظامی پیروی نمودندوبرخی از آنهانیزبه یک نوع مسابقه ادبی دست زدندوکوشش نمودندتادرمهارت وبدیعیت سخن ازنظامی پیشی گیرند، مگرامرمسلم آنست که ازمیان تمام مثنویهای یادشده تنهامنظومه لیلی ومجنون نظامی است که توانسته ازنظر متانت وپخته گی کلام وکاربردواژه هاازشهرت جهانی برخوردارشودواگرمابخواهیم جای منظومه نظامی رادرمیان سایرمثنویهای به همین نام ،معلوم ومشخص کنیم،باید مقایسه بین همه منظومه هاانجام دهیم واین کاریست بس مشکل ودشوارونیازمندزمان بیشترکه دراین نبشته میسرنیست.

لیلی ومجنون ابوبکریقین:

ابوبکریقین شاعریست،عارف مشرب وعیّارمنش که بانگارنده این سطورسمت برادری ومهمترازآن سمت استادی دارد. این شاعرپرمایه درسال1322 خورشیدی درقریه سروستان مربوط به ولسوالی انجیل ولایت هرات دریک خانواده فرهنگی دیده به دنیاگشود. ازبیست سالگی به شعرگفتن روی آورد،چنانکه ازمدت چهل واندسال به این طرف اشعارش درقالبهای غزل،مثنوی،قصیده،رباعی،مخمس ودیگرگونه های شعردرداخلوخارج کشوربه چاپ رسیده وهم اکنون دیوان شعرش درقالبهای یادشده،آماده چاپ است.

ابوبکریقین شاعروسراینده منظومه لیلی ومجنون

* * *

وامادرموردلیلی ومجنون یقین میتوان گفت که این منظومه درحدود 3600 بیت داشته ودارای «172» صحیفه چاپی است که دراین اواخردرچاپخانه آزادی درشهرهرات به سرمایه وهمت « منوچهریقین »به تازه گی ازچاپ برآمده است. این منظومه دومین منظومه شاعراست،چنانکه « تخمیس غزلیات حافظ » نخستین اثرشاعرشامل 338 مخمس در( 319) صحیفه درسال 2008 میلادی باقطع وصحافتی زیبادرتهران به زیور چاپ آراسته شده است.( برای معلومات بیشتردراین زمینه مراجعه شودبه سایت آریائی،سویدن، سال 2008 میلادی ) .

منظومه لیلی ومجنون جناب ابوبکریقین دارای یک پیشگفتاربه قلم خودشاعرودوتقریظ پژوهش گونه است که توسط پوهنمل غلام نبی یقین استاددانشکده تعلیم وتربیه ورئیس تربیه معلم هرات وپوهندوی نجیب الله فریور استادکرسی زبانشناسی فاکولته تعلیم وتربیه هرات نگارش یافته است. به گفته شاعر،این منظومه هم ازنگاه شکل وهم ازنگاه محتوابه تقلیدلیلی ومجنون نظامی شاعرگرانمایه سده ششم خورشیدی دربحرهزج مسدس احزب مقبوض سروده شده که درعین حال دارای ابتکارات لفظی وشکلی بوده ودرهمه جای دارای رنگ استقلال گونه است ودراین زمینه استادفریوردرست وبرحق گفته است که : « استادمسلم شعرمعاصردری الحاج ابوبکریقین سرایشگرزمان ماازنو،منظومه لیلی ومجنون رابه نظم کشیده وداستان رانیک پرورده و نوآوریهای کرده است. کتاب ماحصل زحمتکشی شبانه روزی دوسال واندی ازبهترین دوران زنده گی وی است. اوباکمال استادی ومهارت گردلیلی ومجنونهاگشته تارنگ کهنه گی اش رابزدایدوچهره نوی به آن بخشد. لطافت طبع،پیوندکلمه ها،عبارات مناسب،اثررارنگ دیگری داده واززیبائی خاصی بهره مندش گردانیده است. خامه نگارلیلی ومجنون بالطف وزیبائی وفریبائی محسوس بانازک کاری شعری که ویژه اوست، بر صفحات این اثررقم زده است. اومردوارسته وعارف منش ومتواضع است وبه حق عاشق شعروادب. وی با شکیبائی واماباناتوانی جسمی گنجینه گران سنگی راخلق کردوبه جامعه فرهنگی اش ارمغان داد،که ازباد و باران نمی یابدگزند. وی باتوانائی ومهارت خاصی که درسرایش لیلی ومجنون دارد،درقطارنظامی وجامی و دهلوی ایستاد. اواندرین باره کتابهای سلف خویشرامطالعه کردوبرذخیره معنوی اش افزود،تاتوانست چنین اثرماندگاری راخلق نماید.

یقین شناخت دقیق ازادبیات پارینه دری داردواطلاعات ازادب عربی ومسایل قرآنی. یقین وابسته به دربار نیست.عارف منش وعاشق شعروشاعری وآزاده گی است،که بدون چشم داشت،داستان رابه نظم متین واستوار درآورد. وی آثارچاپی وغیرمطبوع بسیاری داردکه دلالت برتوانائی وی درسرایش شعردارد. لیلی ومجنون استادیقین ارمغان تازه است به جامعه فرهنگی مان . تقریظ استادفریور،کتاب لیلی ومجنون اثرابوبکریقین »

محتوای کتاب :

آنگونه که قبلآ نیزاشاره کردم منظومه لیلی ومجنون یقین سرگذشت دودلداده پاک بازوعاشق پیشه عرب بادیه نشین است که ازطریق آثارونبشته های غیردینی ادبیات عرب واردزبان فارسی شده ونمونه عالی ازادبیات غنائی مابه شمارمیرود.سراینده این منظومه موی به موحوادث واتفاقات منظومه نظامی راتعقیب وبازتاب داده است.آغازاین منظومه مانندشاعران متقدم به ستایش پروردگارعالمیان ونعت حضرت پیغمبروبیان اوضاع واحوال این روزگارپرداخته وبعدازآن شاعرازپدرومادرومامای خویش که درپرورش جسم وذهن وتعلیم و تربیت آن سخت کوشیده اند،بابیانی رسابه نیکوئی یادکردی داردکه به جای ومناسب به موضوع بیان شده است. کتاب درمجموع دارای 65 عنوان است که میتوان این عناوین رابه دوبخش عمده اصلی وفرعی

بخشبندی نمود .

نخست : عناوین اصلی : مطالب ومحتوای عناوین اصلی مسلمآمربوط میشودبه بیتهای درستایش خداوند و

چگونه گیپیدایش آفرینش وبیان استخوان بندی داستان وشرح سرگذشت مجنون ولیلی که شاعراصل داستان نظامی رادنبال نموده است،چنانکه دربیتهای زیربه خوبی مشاهده میشود.

ازمنظومه نظامی درسرآغازکتاب :

ای نام توبهترین سرآغاز� ----------- بی نام تونامه کی کنم باز

ای نام تومونس روانمجزنام تو نیست برزبانم

ای کارگشای هرچه هستند نام تو کلید هرچه بستند

ای هیچ خطی نگشته زاولبی حجت نام تو مسجل

ای هست کن اساس هستیکوته زدرت دراز دستی

ای خطبه تو تبارک اللهفیض توهمیشه بارک الله

« لیلی ومجنون نظامی »

ازمنظومه یقین درآغازکتاب :

ای نام تو ورد برزبانموابسته ی یادتوروانم

بی نام تونامه سرنسازم بی فکرتو شب سحرنسازم

آندم که اثرنبودازکس توبودی وذات توبخودبس

چون گشت به کن ترااراده شدجملگی درزمان پیاده

تاهست زقدرتت زمین شدمخلوق تورفت وجاگزین شد

شدهفت رواق ازتوپیدا تامهر ومهتکنندماوا

چون خواستی هست گشت عالمپیدا زتو گشت نسل آدم

« لیلی ومجنون یقین،صفحه 1 »

واصل داستان نظامی به روایت گوینده نامعلوم درستایش رهبر قبیله عامریان به این بیتهاآغازمی یابد :

گوینده داستان چنین گفتآن لحظه که دراین سخن سفت

کزملک عرب بزرگواریبوداست به خوبتردیاری

برعامریان کفایت اورامعمورترین ولایت اورا

خاک عرب ازنسیمنامشخوش بوی ترازرحیق جامش

صاحب هنری به مردمی طاقشایسته ترین جمله آفاق

سلطان عرب به کامگاریقارون عجم به مال داری

درویش نوازومیهمان دوستاقبال دروچومغزدرپوست

می بودخلیفه وارمشهوروزپی خلفی چوشمع بی نور

محتاج ترازصدف به فرزندچون خوشه به دانه آرزومند

درحسرت آنکه دست بختششاخی بدرآرد ازدرختش

« لیلی ومجنون نظامی »

واصل داستان لیلی ومجنون یقین نیزبه روایت این دیباچه نویس،درصفت دادودهش رهبرقبیله عامریان به این بیتهاآغازیافته است:

دیباچه نویس این حکایتازعهد کهن کند روایت

کزخاک عرب ستوده خوییمشهوربه بخشش ونکوئی

برعامریان رئیس بودیباخوردوکلان انیس بودی

ازرهبریش قبیله خشنودچون کوشش وی به باهمی بود

داناوخلیق ومهربان بودجوادی وعدل رانشان بود

شاهنشه ی ملک کامگاریفرمانده شهرحق گذاری

سیم وزراوفزون زقارونملکش زحدوحساب بیرون

مانند خلیفه گان بغداددستورروال کار میداد

باآن همه عظمت ووقارشفرزندی نبود درکنارش

تااینکه رسداوبه اقبالروشن کندش چراغ اقبال

میبودهماره آرزومندکافتدنگهش به روی فرزنددودیگر: عناوین فرعی : درمنظومه لیلی ومجنون یقین درمتن داستان اصلی برخی مسایل ومطالب وحکایات وتمثیلهای نیزبه چشم میخوردکه اگرچه دربافت داستان اصلی آمده است،مگرازاسقلالیتی نسبی برخورددار است،بدین معناکه این حکایات فرعی ازنگاه محتوامانندپلی است که موضوعات اصلی راباهم پیوندداده وگاهی هم برای اثبات مدعابه کارگرفته میشود. ازجمله65عنوان داخل کتاب به تعداد 8 عنوان به مسایل غیراز داستان اصلی پرداخته شده که مجموعآ درباره مسایلی چون: صفت معراج پیغمبر، قدسیت انسان ووظیفه اش ،خودشناسی وخویشتن شناسی،درنکوهش بی تفاوت بودن انسان،صفت عشق،ویژه گیهای خزان وهمچنان حکایات مستقل آورده شده است. برخی ازاین حکایات بسیارمختصروکوتاه بوده وازچندبیت محدودبیشتر نیست،مگربعضی دیگراین حکایات بانتیجه گیری شاعردرازتروطولانی تراست،برای آنکه محتواومضمونحکایات روشن شود،بهتراست اززبان گوینده آن بشنویم که به گونه نمونه یادکرده آید :

حکایت اول :

ژولیده ی رفت سوی دریاتاپاک کند زگرد تن را

برکند قبا وجامه ازتنغلتید به آب تا به گردن

ناگاه رسید باد وبارانآن سان که پدیدگشت توفان

بیچاره که تن به آب بودشتوفان برسید ودرربودش

کاری که بود برون زتقدیرفرجام وراسترنج وتوفیر

عزمی که نه بررهی صواب استکی صاحب عزم کامیاب است

چون عزم مرابه رنج ودرداستدل ازهوس نشاط سرد است

ودراین موردچه شایسته مثالی میآوردکه باحکایت یادشده همخوانی کامل دارد :

آن اشتری کوست ازپی بارازبارکشی نباشدش عار

ازبارکشی نمی برآیدتا اینکه اجل ورا رباید

« صفحه51کتاب »

حکایت دوم :

درخوردی شنیدم این حکایتکزمروامیری بی درایت

چندی زسگان ناخوش آینددرخانه کشیده بود دربند

هریک به مثابه پلنگیبدخشم وستیزه جو وجنگی

گربرکسی خشم آوریدیدادی به سگان که بر دریدی

هر کس که به گفت شه نکردیافکندی بدان سگان که خوردی

ازجمله خواجه گان آن درفرخنده جوانی ماه منظر

درخدمت شه ستاده بودشدل را به وفا نهاده بودش

چون دید که شاه بیمروتهرگز نخرد زخلق خدمت

ترسید که روزی آن چنانشگرشه کند همرهی سگانش

سازند سگان مردم آزارویرا زگزند نیشها زار

ازبیم برفت پیش سگبانگفت ای تومراعزیزچون جان

خواهم به سگان تو شوم یارآرم خورشی به شان به تکرار

تادین ادا کنم زگردنزیشان که شوند شاد از من

زان روزبه هرصباوهرشامآوردی غذا زپخته و خام

انداختی جمله پیش ایشانخوردی وز وی نمودی شکران

آنگونه نواخت آن تمامشگشتند سگان زدل غلامش

روزی زجفاشهی غضبناککرد خشم به آن جوان چالاک

فرمودبه پیر نطع سگ دل کورا به سگان کند مقابل اوهم زسگی کشان کشانشبربست وسپرد برسگانش

وان جمله سگان شدندهم آهنگتا اینکه ورا درند با چنگ

دیدند که هست منعم شاندردادن خرج مقسم شان

رفتند تمامی بردراودم جنبان همه برابر او

تعظیم نموده حلقه بستندگردش همه سربه سرنشستند

بودند به وی مطیع ویاورتاروز که رخ نمود خاور

شه گشت زفعل خویش نادمفرمود به لهجه ی ملایم

با همنفسان که چون شبان گاهدادم به سگان جوان دلخواه

بینید که ورا چسان دریدنداندام ورا چسان گزیدند

سگبان چوسخن شنید ازشاهآمد برشاه وکردش آگاه

کای شاه سگان ورا نخوردنددل جمله به مهراو سپردند

این شخص ملک بودنه آدمیک موی نگشته ازسرش کم

برخیزونگربه صنع خالقکو کرده سگان بدو موافق

بنگرکه چسان به سگ نشستهسگ نیز دهان زخشم بسته

زان جمله ندیده است آزارسگ بین که نموده ازسگی عار

شه گفت ورا در آریدازنزد سگان به من رسانید

بردند ورا به بزم شاهشاز پیش سگان به بارگاهش

شه ماندشگفت اندرآن کارکو ازچه زسگ ندیده آزار

برخاست ونموداحترامشبفزود به منصب ومقامش

گفت ازچه سگان آدمی دربر تو نشدند حمله آور

گفتاسببش چوروزروشنباشد به همه کسان مبرهن

چندی به سگان آدمی خوارگشتم زره ی غذا مددگارخوردندنواله چون زدستمزان یاری کنون زمرگ رستم

ده سال کمرترا به خدمتبستم و ندیدم از تو همت

بنمودی به جرم اندک وکماسباب اذیتم فراهم

دادی به سگم که پاره سازدتاهرکه به من نظاره سازد

سگ پاس نگاه دار وتونهسگ هست وفاشعار وتو نه

سگ دوست شودبه نیم نانیناکس ندهد به کس امانی

چون شاه بدید آن چنان حالکزمردمی رو نماید اقبال

هرکس که به راستی وفادارگردد نشود به غم گرفتار

تصمیم گرفت تا زمستیدل برکند و رهد ز پستی

وبعدازآن شاعرمنظورومقصدخودراازبیان حکایت یادشده شرح داده ودرپایان نتیجه گیری میکندکه درهرحال واحوال دادودهش آدمیزاده رابه کارآیدوازسختیهاوبدبختیهابرهاند :

منظورم ازین نوشته است اینکه احسان بفزایدت به تمکین

احسان ودهش دویارهمرازگشتند به هم از آن هم آواز

تا هرکسی روکند به آنهابیرون شود ازهمه زیانها

مجنون که شدهمنشین سباعدرصحبت وی شدند اقناع

هرخوردنی ی که شدمیسربا خرج ددان نمودی یکسر

تو نیزاگر بسان مجنونگردی زخیال حرص بیرون

ازکرده کنی بلند نامتگردند شهان زدل غلامت

« صفحه115 تا118 کتاب »

5-09-2009

ادامه دارد...

_ITEM_PREVIOUS   مطالب دیگر
وړانګه

آغاز سایت

Kabul
23°C
Kabul 23°C | Kandahar 20°C | 28°C
تلاوت

دقرآن کریم تلاوت

Pashto 

پالیسی سایت

  پالیسی د لمر رنا 

E mail

آیمل های سایت 

Arianaتلویزیون آریانا
برنامه های زنده یی
تلویوزیون آریانا 
        

 

اخبار ومسایل مهم کشور

 

 اخبارروز افغانستان 

  روز نامه های کابل

---------- 

فال حافظ

  
نور سایتونه
نورسایتونه
Who's Online دلمر رڼامىنه وال
ما هستيم 6 ميهمانان حاضر
Search
Visitors
بازديد كننده ها: 699564
 
top