نحوه و طرز صحبت و تکلم انسانها بيانگر نحوه تفکر و شخصیت آنهاست. ما باید بیشتر مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم و انرژي مثبت از خود به ديگران منتقل سازیم.
زبان وسیلهی است که موجب بدبختی وهم موجب خوشبختی انسان را فراهم می سازد . اگر انسان زبان خود را در اختیار داشته باشد ،وبا نیروی تعقل و تدبیر، آن را به کنترل خود درآورد، و در افاده مطلب قبل از ګفتن اولا آنرا هضم کرده و بسنجد، بطور یقین که از بسیاری مفاسد وگناهان درآمان خواهد ماند .
زبان یکی از اعضای عمدن بدن است که منشأ بسیاری از گناهان و انحرافاتدر انسانشده میتواند.
از زبان میتوان برای شهادت حق و ناحق، حفظ آبرو و بیآبرویی، دروغ و صداقت،غیبت و سکوت، تهمت و واقعیت استفاده کرد.
انسان بدزبان در نظر دیگران متنفر است وهمگان از نیش زبانبد زبان فرار و کناره جویی میکنند. با این وصف،سعادت انسان در گرو آن است که از شرّ زبان به خدا پناه ببرد و آن را به کنترل خود درآورد. زبان وسیله و ابزاري است كه اگر برايخيرونيكي استفاده گرددشخص راحفظ كرده به بهشت مي رساند واگر همین زبان براي شروبدياستفاده گردد، انسان را به هلاكت ونابودي مي كشاند . بنابراهمیت که زبان در شخصیتانساندارد ، پروردګاربا عظمت ما در ( آیه ۳۳ سوره احزاب در خطاب به همسران پيامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید : « باصداي نرم به گونه هوسانگيزسخننگوييدكه بيماردرلان درشما طمع كنند (بلكه)برخوبي وشايستگي سخن بگوييد » .
سـخـن گـفـتـن بهترين، آسـان ترين و عمومى ترين وسيله ارتباط بين انسان ها بشمار ميرود. انسان با ید همه سعی وتلاش خویش را بخرچ دهد تا در اولين بـرخـورد از ايـن نـعـمـت بـزرگ الهـى بـهـره خوب وسالم ببرد.
میتوان ګفت که سخن گفتن حد اقل دو بعد (بضم ب) زيبايى دارد، يكى محتوا ومفهوم سخن ديگرى ارايـه و ظـاهـر سـخـن. يـك سـخـن گـو در صورتى كه سخنش از محتواىخوب برخوردار بـاشـد، سـخـن پـسنديده بگويد، در يك بعد( بضم ب) زيبايى خواهد داشت و اگرافزون بر محتوا آرايـه زيـبا هم داشته باشد در دو بعد( بضم ب) زيبايى را رعايت كرده است.
قرآن كه كلام پروردګار با عظمت استدر هـر دو بـعـد در كـمـال زيـبايى قراردارد . بنابر همين منطق است که قرآن را( احسن الحديث) يعنىزيباترين کلام مسمی نموده اند .«و الله نـزل احـسـن الحـديـثكـتابا متشابها »( خداى سبحان زيـبـاتـريـن سـخـن را فـرود آورد،كـتـابـى كـه آيـات بـا يـكـديـگـر هـمـانـنـد و نـظارت دارند ) قرآن كه خود زيباترين کلام است به ديگران هم رهنمود مى دهد كه در سـخـن گفتن سخنزيبا و زيبا سخن باشید ) « و قولوا للناس حسنا ) ( با مـردم بـه نـيـكـى سـخـن بـگـويـيـد ،و سـخـن نـيـك بـگـويـيـد: قـل لعبادى يقول التى هى احسن انالشيطان ينزغ بينهم) ( به بندگان من بگو هموارهنيكوترين سخن را بگويند، شيطان آن ها را ودار به ګفتن سخن بد نكند كه موجب نـزاع ودشمنى شود ).
قرآن کریم در هيچ حالتی ودر هیچ شرایطی اجازه نمیدهد که مسلمان سخن بى محتوا وبدی را بــزبان آرد . قرآنعظیم الشان در بحث وملاقات با بى دين ها هم اجازه نمى دهد كه یک مسلمان به آنها حرفى بدی به زبان آرد .«ولا تسبوا الذين يدعون من دون لله فيسبوا الله عدوابغير علم »(باآن كه غير خدا را مىخوانند سخن به زشتى نگشاييد، تا آنان نيز را از روى نادانى به خدا سبحان سخن بدی بزبان ارند ) . پیامبر بــزرګواراسلام محمد صلی الله علیه وسلم نـمـونـه كـامـل تـجـلى ايـن هـنـر و ادباسـت.
زبــــــان:
طوریکه که ګفته آمدیم «زبان»يـكي از اعضاي برجسته ترینعضو بدنبشمار میرود، وقرآن عظیم الشانبا ظرافت خاصی میفرماید :
«المنجعل له عينين. و لسانا و شفتين»( آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب.)( سوره بلد آيات ۸و۹)وباز در آیه : ۱۰ همین سوره میفرماید : « و هديناه النجدين» (و هر دو راه[ خير و شر] را بدو نموديم)، فهم این آیات متبرکه برای ما انسانها مى فهماند كهزبان يكى از ابزار هدايت بشمار میرود.
ولیما انسانها به این نعمت الهی به سادګی نظر می اندازیم ، همانطوریکهکه ګفته شد زبان عضومهمیبدن انسان کههمهروزه با تمام قوت از استفاده بعملمی آوریم .
زبان ، دنیایی بسیار پر رمز و راز دارد که هر چه بیشتر در مورد آن مطالعه و تعمق می کنیم، بیشتر به حساسیت آن پی می بریم.
"زبان همچون دیگراعضای بدن، هدیه الهی بشمار میرود. زبان یکی از مهمترین راههای شکر گذاری بشمارمیرود.
کاش ما انسانها به مرحله ای برسیم که زبانمان باعث بدست آوردن دل های دیگران شود نه اینکه با زخم زبان، باعث رنجش دیگران شویم. باید از ایننعمت الهی استفاده درست کردن از آن را یاد ګیریم.
زبان وسيله بـیـان تـفکــر:
همان طوریکه ګفته شد، زبان يكى از مهم ترين وسیله ای ارتباطى ميان ما و جهان پيرامون مان بشمار میرود. ما براى برداشتى اصولى و درست از روابط ما به جهان ماحول خود بدان ضرورت داریم.
نقش اساسیزبان را همین تامین رابطه بین انسانها تشكيل ميدهد. ما عمدتا به همین زبان خویش مى توانيم که کلتور وفرهنګ خویش را به مردم جهان معرفی وتشریح نمایم .وتوسط همین زبان هم میتوانیم از کلتور وفرهنګ وازحقوقخویشدفاع نمایم .
زبان وسیله بیان تفکر است و اکثرابرای انتقال افکاریک انسان به انسان دیگری به کار ګرفته میشود. یعنی زبان وسیله افهام و تفهیم است. این افهام و تفهیم و انتقال افکار ممکن است به وسیله گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله انتقال فکر، یعنی زبان،ساده و ازجانب دیګر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.
یکی ازتفاوت های اساسی بین انسانهاودیګر حیوانات نیز همین زبان است. انسان حیوانی ناطق می باشد و قدرت تکلم را که پروردګاربرای ماانسان اعطا فرموده است ، یکی از عوامل و امتیاز عمده و اساسی برتری انسان بر حیوان می شود.
زبان وسیله برقرار کردن ارتباط انسان ها با یکدیگر است.
زبان توته ی گوشتی است که به هر سمتی آن را بچرخانیم و با هواء فشار دهیم به همان سمت می چرخد. بر ما انسانها است تا بر آن کنترل لازم ودقیق وکاملداشته باشیم، درغیر آن همین توته کوچک ګوشتی اګر بطوردقیق تحتکنترول قرار نګیرد. انسان را به مصیبت های بزرګی مبتلاء خواهد ساخت.
متل مشهور در زبان پشتو بین مردمما وجود دارد که میګویند :خپلهخولهدى هم کلا ده هم بلا . واقعآ همینزبانانسان که برایانسان عزتنصیبمی نمایدودر صورتعدم قبظه بدان همین زبان موجب بلاهای زیادیبرای انسان میګردد.
دین اسلام هر گونه ګفتار وعملی را كه لطمه به آبرو، حیثیت و شخصيت افراد جامعه ببار آرد ، نه تنها منعنموده بلکه آنرا از بزرگترين گناهان بشمارآورده است. در قرآن عظیم الشان وسنت پیامبر بزرګوار اسلامدر رعایت اين امرتأ كيد بیشترصورت ګرفته است . به همين دليل هم است که غيبت ، دروغ ، توهين ، تحقير، سخن چينى ، افشاگرى ، استهزا، سرزنش ،دست انداختن و مسخره كردن ديگران، شهادت کذب و غیره بطور مطلقدر دین مقدس اسلام حرام ګردیده است.
همه انبیا ء وبخصوص پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلمدر عمل به اثبات رسانیدهاست که موعظه حسنه با زبان نرم و منطقی محلل بسیاری از مشاکل است .
زبان می تواند مشکلات فراوانی را از سر راه ما انسانهادورسازد . انسانها در تجربه دریافته اند که زبان نرم ونیکو می تواند باعث پیوند دو قلب رنجیده از هم شود.
در قرآن عظیم الشان بیشتر از ۲۰ مرتبه از کلمه« لسان» و مشتقات آن که در عربی به معنای« زبان» است، استفاده بعمل آمده است .
قرآن کریم در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان یاد می کند و در جایی از آن به عنوان وسیله ای جهت هدایت انسان ها و یا از تنوع زبان به عنوان نشانه الهی که باعث شناخت است ذکری بعمل آورده است .
بطور مثال قرآن عظیم الشان در سوره قصص به تاثیر نفوذ کلام اشاره مینماید . در این داستان آمده است که :
از جمله اولین در خواست موسی علیه السلام پس از مبعوث شدن به رسالت، براى موفقيت در انجام مسوليت خويش، فهم زبان را مطرح میسازد . « و احلل عقدة من لسانى.يفقهوا قولى» ( طه آیات ۲۰-۲۷-و۲۸ ) ( و از زبانم گره بگشاى، تا سخنم را بفهمند.) وبازمیفرماید :
« واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون) (قصص ۳۴)
( و برادرم هارون که از لحاظ بیان و فصاحت کلام بر من برتری دارد پس استدعا دارم او را برای تصدیق و تائید من همراه من بفرست چون که بیم دارم که مرا تکذیب کنند و من از عهده پاسخگویی بر نیایم).
در برخی از آیات قرآنی به این اشاره شده که در حقیقت صحبت کردن به زبان مردم، باعث فهم بیشتر می شود و در قرآن عظیم الشان آمده است که علت نزول قرآن به زبان عربی که زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آن را فهمیده و در جملات آن به تفکر بپردازند. «فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون » ( دخان ۵۸ ).
« ( ای پیامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (که زبان عربی است) بیان فرمودیم تا آسان باشد و مردمان معانی را درک کنند و پند بگیرند».
وباز قرآنعظیم الشان در ( آیه ۱۲سورهاحقاف ) میفرماید: « ومن قبله کتاب موسی اماما ورحمة وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین »(و پیش از آن، کتاب موسی که هدایت و رحمت بود و این قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بیان فرموده شده و مقصد آنست که ستمکاران را هشدار و نیکوکرداران را بشارت دهد»).
ویاهمهمین مفهوم در ( آیه۴سوره ابراهیم )چنین بیان ګردده است: « وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وهو العزیز الحکیم » (ما هیچ پیامبری را جز اینکه به زبان قومش تکلم کند به پیامبری مبعوث نکردیم تا بتواند حقایق و مطالب دین را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر کس را مصلحت بداند در گمراهی وا می نهد و هر کس را مصلحت بداند هدایت می فرماید و اوست آن بی همتا قدرتمند منشا حکمت).
در سوره قیامت به پیامبر هشدار داده شده که از صحبت کردن با عجله و بدون فکرو قبل از این که کلمات وحی به اتمام رسد، بپرهیزند. (لا تحرک به لسانک لتعجل به (قیامت ۱۶) ( ای پیامبر) وقتی که آیه در حال نزول است شتابزده آن را بر زبان جاری نساز ( بگذار تا مطمئن شوی که آیه را بطور کامل شنیده ای).
در قرآن عظیم الشاندر سوره ( احزابآیه ۱۹ ) از استفاده زبان برای حرفهای نیش دار و تلخ یاد شده وعلت آنرا، حسودی معرفیداشته چنین میفرماید :«اشحة علیکم فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر اولئک لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علی الله یسیرا» (آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزدیک شود چشمانشان از ترس مانند کسی که مرگ به سراغش آمده در حدقه می چرخد و به تو ( ای پیامبر) برای کمک نگاه می کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله می کنند و آنها بر مال دنیا حریص هستند و آنان کسانی هستند که ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خداوند بسی آسان است).
همچنان در ( سوره ممتحنهآیه ۲ )آمده است : « ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون» ( آنها اگر بر شما دست یابند خصمانه با شما رفتار می کنند و دست و زبان به دشمنی علیه شما می گشایند و خیلی مشتاقند که شما را به کفر و کافری بکشانند).
پروردګار مابرایاستفاده سالم اززبان واینکه آنرا به دروغ عادت ندهیم وحلال اسلامرا توسطزبان برایمردمحرام، وحراماسلام را برایمردم حلالاعلامنداریمچنین هدایت میفرماید :
« ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال وهذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون » ( نحل ۱۱۶ ) (از گفتن حرفهایی بی اساس که زبانهایتان عامل شیوع آن هستند اجتناب کنید و نگویید این حلال است و آن حرام تا حکمی نادرست را به خداوند نسبت دهید، کسانی که بر خداوند دروغ می بندند روی رستگاری را نخواهند دید ).
قرآنعظیم الشانبرای مسلمانان هشدارمیدهد که نباید از زبان استفاده نادرست صورت ګیرد ، زیرا روزیآمدنی است که،وهمین زبان بالایشماشاهدیخواهدداد :« یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون»
( در آن روز که زبانها ودستها وپاهایشان علیه آنان در باره اعمالی که مرتکب شده اندشهادت می دهند)(( نور ۲۴ )
حرف زدن را باید از کلام پروردګار آموخت:
در مسأله همنشینی باید جامعنگر بود. نه زاهد نمای و ریاکار ونه مانند کسانی که فاقد عفت در کلام باشند. هیچ یک؛ همنشینان خوب، مثبت و سازندهای نیستند. البته در حد ضرورت با همه آنها میتوان سر و کار داشت؛ لیکن برایدوستی ومعاشرت باید بهترینها راانتخاب کرد.
اګر قرار باشد که انسانبهترین سخنګوی وصاحب بهترین فصاحتکلامیباشیم، باید فن ، آداب وفصاحتکلامرا باید در کلام الهی یعنی قرآن عظیمالشان وګفتارپیامبر اسلاممحمد صلی الله علیه وسلم جستجو نماید.
کلام الهی ازآن جهت دارای اهمیت است که این کلاممهمترین نقشی را در سعادت وشقاوتانسانبجا ء آورده میتواند .
خودقرآن عظیم الشان کلام خویش را زیباییخاصیبا لفظ بیان زیبایی چنین معرفی داشتهومیفرماید : « هذا بیان للناس » ( آل عمران آیه : ۱۳۸ ) گر چه کلمه« بیان » مفهومى وسعیی را در بر میګیرد و بر هر چيزىكه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن با شدیا کتابت ویا هم اشارهباشد . ولی هدف اساسیوعمدهآن کلام وسخن است.به همین بنیاد است که : که دران به آداب سخن ګفتناشاره بیشتری نسبت به خط وکتابت نموده است.
هستند از انسانهای که کلام وسخن زدن را مسأله سادهاى می شمارند، ولی اګر به فهمسخن زدنوصحبت کردنکمیتعمق کنیمدر خواهیم یافت كه اين امر از پيچيدهترين و ظريفتريناعمال انسانى بشمار رفته که باید دقت تام در مورد آن صورت ګیرد.
کلامی که جوابش ناخوشایند است نباید ګفت:
طریقهصحبت کردن خوب ومنطقی موجب آن میګردد که شما تاثیری خوبی وموثری بر جانب مقابل بګذارید وازاعتبار خوبیدر بینجامعه خویش بر خورد دارګردید . ولی کلامی که جوابششما را نا رحت می سازد از ګفتن آن صرفنظر کنید .
علماء کلام بدین باوراندکهکوشش کنید برایصحبت خویش مقدمه مختصری پیشبینی کنید، کوشش کنید اظهار مقدمه شماچنان دارایی محتواباشد که شنونده هدف شما را در کنماید.
درمقدمه صحبت بایدچنان سبکومهارتی بکارګرفت شودکه در ختممقدمهجانب مقابل جلب ودر نهایت امر جذب ګردیده و کلام شما تاثیری خوبی در او بجا ء ګذارد.
مطالبی که بيان میګردد بايد مرتبط با يکديگر باشند ، نه اين که در مقدمه بهنکاتي پرداخته شود که در آخر بحث، هيچ نتيجه اي از آنها گرفته نشود.
در حین صحبت کردن کوشش کنيد ارتباطي ميان خود و شنونده ايجادکنيد، تا در بین شما موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي بین شما وشنوندهومجموع ګفتار شما بوجود آید .
همیشه کوشش کنید که در حین صحبت کردن مؤدب و با نزاكت بـاشيد.
هيچگاه به کسی دشنام ندهيد!
دشنام دادندر شرع اسلامیبصورت مطلق ممنوع است ، اګرشما بجای صحبت کردن برای دیګرانآغاز به دو زدن وناسزا کنیدمطمین باشید که امکا ن ابراز نظر خویش رااز دست میدهد، ووضع چنان پیش می اید که حتی ازصحبت کردننورمالهم باز می مانید .
قرآن عظیم الشانما مسلمانانرا ازدو زدن و ناسزاگفتن منعفرموده وآنرا مورد نهى قرار داد است . « و لا تسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا عدوا بغير علم» ( سوره انعام، آیه ۱۰۸) (آنان كه جز خدا مى خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى و بهنادانى خدا را دشنام مى دهند. ).
در روایتی آمده کهپیامبراسلام به صحابه کرام فرمود که به والدین خویش دشنام ندهید. پرسیدن چطور به والدین خویش دشنام میدهیم. فرمودند: همینکه به والدین کسی دشنام میدهید مانند اینکه به والدین خویش دشنام داده اید.
کنترولآواز در حین صحبت:
هنگامي كه با دیګران مصروف صحبت هستید ، حد اعظمی کوششبعمل آورید تاصدای شما از حد معمول بلند نشود، در صورتیکه صدای شما بلند باشداین عمل باعث بالا رفتن سطح استرس ميان شما وجانب مقابل ، میان شما وشنوندګانوحتی شخص خود شما میګردد. بـلند صحبت كردن بيانگر و نشانه عمده آن است كه شما قادر به بحثمنطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و شنوندګان به این نتیجه میرسند که شما میخواهید مطلبیخویش را با توسل به زور و خشونت به كرسيبنشانيد.
پيامبربزرګوار اسلام محمد صلی الله علیه وسلم آرام و آهسته ګپ می زد و هيچ وقت چیغ نمی زد وصدا خویش را بلند نمىكرد. وحتی مجالس آن حضرت نيز از چنانآرامشىبرخوردار بود . سایرین هم در مجالسپیامبر صلی الله علیه وسلم به آواز بلندصحبتنمی ګردند . «و اغضض من صوتك» و دستور هم همين بود كهكسى صدايش را بالاتر ازصداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكمفوق صوت النبى» و چون خود پیامر آهسته و آرام سخن مىگفت لذامجلسش بسيار آرام و باوقار بود وتاثیر بسزایبه صحابه خویشداشت. كنترل بر اعصاب در حين صحب:
در حین صحبت کردن اګر شما كنترل اعصاب خود را از دست دهید ، مطمین باشیدهدف که برای صحبت خودتعیین نموده اید ، به دست نخواهید یافت.
در صورتیکهشما كنترل احساسات و هيجانات خود را از دستدادید مطمین باشید که احساساتدیګرانرا جلبنخواهید کرد. کوششکنید در حین صحبت همیشه خونسرد و آرام باشید، میدانـمکه کنـترول اعصاب در بــرخـــی از موارد بخصوص در مقابل برخیاز انسانها، کاریساده وآسانینیست. ولی یقین داشته باشید، کهبه زحمتشمیارزد .
درحین صحبت کردن به ديگران آبرو کک وچشمک نزنید:
در حین صحبت با دیګران يكسره به يكنفر خـيـره نشويد واز آبـرو زدن وچشمک زدن باید جلو ګیری کنید. بــخاطـــر اینکه این نوع از حرکات شما نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شـما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟
پیامبرصلی الله علیه وسلم در هنگام سخن گفتن، به همه افراد مجلس بطور يكسان نگاهمىكرد. « و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس» باید ما هم در حین صحبت وملاقات ها ایننقطه را جدآ در نظر داشته باشیم که بایدیکسان و مساوى درحال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه کنیم، زيـرا اين نكتهظــريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبتكردن)انسانفـرق بين اين و آن نمی گذارد و همه را به يك چشممی بـیند.
پیامبر اسلامشخصیت بود: « و كان يجالسالفقراء ويواكل المساكين» (او نه تنها بامالداران و دارايان مجالستمىكرد بلكه با فقرا ومساکین نيزهمنشين بود. ).
حتی درروایات اسلامی آمده است که پیامبر اسلام از نشستنبا فقرا بيشتر لذت مىبردو اگر با ثروتمندان مىنشستبه خاطر هدايت كردنآنان بود نه روی هدف دیګری.
صحبت جانب مقابل را قطع نكنيد!
پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـهپايان برسد.
ميان صحبت كسي نه پرید، پريدننشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري ازمـهـارت هاي اجـتـمـاعـي بحساب می آید . اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي بهنظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه ناچار بـه انـجـام ايـنكـار شـديـد، گـفـتـن جـمله «معذرت مي خواهم» را از ياد نبريد.
مـؤدببـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگراناحترام قائل شويم.
پیامبر صلی الله علیه وسلم« لايقطع على احد كلامه» هرگزسخن كسى را قطع نمىكرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوشمىداد و پس از تمامشدن سخنش آرام بجوابش می پرداخت.
پیامبر صلی الله علیه وسلم چنان اصحابش راتربيت كردهبود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مىشد، تمام حاضرانساكتمىشده و سراپا گوش مىشدند. و هرگاهسخن آنحضرتتمام مىشد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هريك به نوبتحرفمىزد.
رسـول الله (صـلى الله عـليـه و آله ) سخنش عميق و با محتوا و انيق و زيبا،سنجيده ، به مـورد، مـوجـز و رسـا بود. اضـافـه گـويـى و كـاسـتى در سخن اوجای نداشت «و كان رسـول الله (صـلى الله عـليـه و آله ) يـتـكـلمبـجـوامـع الكـلم لا فـضـول و لا تـقـصـيـر» پیامبر صلی الله علیه وسلم از کلام بـيـهـوده مـى پـرهـيـزد: ( كـان رسول الله (صلى اللهعليه و آله ) يخزن لسانه الا عما يعنيه ) (آداب سخن را كـاملا رعايت مى كرد. و حتى با كسى سخن رابه پايان نمى برد تا آن كه طرف پايان ببرد: ما فاوضه احد فىحاجة او حديث فانصرف حتى يكون هو الذى ينصرفمـانـازعـه احـد قط لحديث فيسكت حتى هو الذى يسكت (سخن را ادامه مى داد تاطـرف از ادامـه آن صـرفـنـظـر كند.)
پیامبر اسلام شمرده و آرامسخن مى گفت(اذا تكلم تكلم وتـرا )) او در گـفـتـار صـراحت لهجه و صدق در سخن داشت ، (اصدقالناس لهجة )در سخن گفتن سطح درك و فهم مخاطب را در نظر مى گرفت : انامعاشر الانبياء امرنا ان نـكـلم النـاس عـلى قـدر عـقـولهـماو شـيـريـن سـخـن بـود در عـيـن حال كه سخن عميق و زيبا و حق می زد ،مزاق میګرد ولی در همان مزقاش هم به غير از حـق سـخـن نـمـى گـفـت :.پیامبر اسلام فـصـيـح تـريـن سـخـن را داشت و لحن سخن او جالب و جاذب و شـيـريـن بـود. بـاصـداى كوتاه سخن مى گفت كسى را با سخن خویش نمى رنجاند: .
احـــتـــرام به دیـــــګران:
شمابايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران قرار ګیرید ، خودتان نيز بهديگران احترام بگذاريد. متأسفانه جوانانامروزی ما طوریتصورمیکنند همه چيز رامي دانند و از همه چيز باخبر هستند وبه اصطلاحخود را عـقـل كل ميدانند اما همیشه وضع چنین نیست .
عدم تمسخر به اشتباهات ديگران:
خنده ګردن به دیګران یکیاز بدترین حرکاتی است که انسان آنرا انجام میدهد . هـنـگـامـي كـهشما اشتباهي مرتكب مي شويد يا خرابكاري مي كنيد، تنها انتظاري كه ازديـگران داريد اينست كه اشتباهات و خطاهاي شما را به رويتان نياورند و ازآنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرارندهند.
وقت شناسباشید:
مهمترین نقطه که در یکملاقات بخصوص ملاقات های دیپلوماتیک مهم واساسیاستهما نا شناخت وقت است . باید کوشش بعمل آید تا مطابق پرتوکول از وقت تعیینشده صحبت اضافی بعملنیاوریم . عدم مرعات وقت در روابط دیپلوماتیک موجب بی نزاکتی های دیپلوماتیک میګردد . ما باید احترام وقت دیګران را داشته باشیم .
درملاقات ها باید مطابق وقت موعده به جلسه ویا محل قـرارمـلاقـات هـا، حاضر شویم تاخیر در رسیدن به وقت ملاقات از اهمیتشماواز اهمیت صحبتتان می کاهد.
حفظ اسرار شخصی در حین صحبت:
آبرو،شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتباريك فرد بشمار میرود . جزئيات زندگي شما بايد محرمانه باقي بمانند، کوشش نکنید چیزی ضرورت آن دیدهنمیشود که به دیګرانګفت آن را نبایدګفت .
عدم فخر فروشي:
کوشش کنید که درحین صحبت کردن لاف نزنید ، طوریکهمیدانید دنیا امروزی انسان لافوک راخوش ندارد .افتخار به آبا واجداد ، قوم ونصب خوب است ، ولی آنرا نباید به رویمردم ګشید .
عدم دیدنبه ساعتبطور متواتر:
هنگاميكه در محفلي نشسته باشید ، ویا هم با کسی ملاقات داشت باشید ویا هم مصروف صحبت باشید نبایدبه ساعت خود نگاه کنیم ، مگر درحالتیکه بـلافـاصله قصدترك آن محل را داشته باشيد. اګر انسان در حین ملاقات متداومآ به ساعت خود نگاه کند ، برداشت جانبمقابل از این حرکت اینست که : شما دیګر ازصحبت کردن وملاقات خسته و بي حوصله شده ايد ونمی خواهید دیګرصحبتجانبمقابل را استماع کنید . این عمل در عرصه دیپلوماتیک مفاهیمخوبیندارد. شخص مقابل حاضر نمیشوددیګر با شما ملاقات کند. این حرکت هازیاتر وقت موجبسردیروابط بین البلدینهم میګردد.
در حین صحبت طف دهنرا باید در کنترولداشت:
هست موارد که حین صحبت کردن تف دهان بعضی انسانها باد میشود .باید تلاش کرد که چنین نه شود. این حالت سبب اذیت شنونده و مقابل میګردد و مناسب نیست.
در صحبت کردن ګرفتن فاصله ، کنترول آب دهن ، وبویدهنمهم بودهوتاثیری خوبیبه جانب مقابلمی ګذارد. توجه به نظافت دهن قبلاز ملاقات امر کاملا ضروری و خوب است.
در روایات اسلامیآمده است که : هرگاه پيامبر صلی الله علیه وسلم مىخواستبه مجالسیحاضر شود، وملاقاتی با مردم داشت، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مىداد، موهاى خود را شانه مىزد و حتی چنين روایاتی هم است که «و كانينظر فى المرآه و يتمشط» پیامبر صلی الله علیه وسلم نه تنها لباس پاک ونظیف ومرتب مىپوشيد بلکه محاسن مبارك اش را شانه مىزد . همیشه خوش بوی وعطر استعمال میګرد.پیامبر صلی الله علیه وسلمخوش بو ،بود و بوى خوشش دوست و دشمن رابخود جذب مىكرد . خود پیامبراسلام میفرماید :«ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانهان يتهيا لهم و يتجمل» خداونددوست دارد كه بندهاش هرگاهمىخواهد با برادرانش ملاقات كند، خود راآماده كند و براى آنهاآرايش نمايد.
فن تاثیر صحبت بادیګران
در این بخش روی نکاتیتماس خواهیم ګرفت، تا حد امکان با رعایتآن ما فرصت خواهیم یافت تا در صحبت های تاثیر مثبت را به شنوینده خودبعملآورده باشیم.
خواننده محترم!
طوریکه قبلآ تذکر یافت در قرآن عظیم الشان و احادیث نبوی براى سخن گفتن وکلام آدابى مطرح شده كه بارعایت این آداب ، امکانآنرا به انسان مساعد میسازدتا ، در صحبت های تأثير صحبت مثبت را ملاحظهنماید .اولین نقطه در این تاثیر ګزاریموضوع فصاحت کلام مطرحبحث است.
فصاحت کلام:
در حدیثشریف آمده است : «الفصاحة زينة الكلام،فصاحت زینت زبان و کلام است وبه اصطلاح فصاحت زبان و کلام را زينت می بخشد.
فــصاحـت:در لغت به معنى خلوص چيز یرا میګویند . و در اصطلاح، كلام فصيح عبارت از کلامی است که عارى ازانواع تعقيدات باشد . هرگاه كلام که از تنافر حروف، غرابت حروف، كراهت در سمع خلافقياس صرفى، تنافر كلمات مجتمع و ضعف تأليف عارى باشد، ګفته میتوانیم کهفصاحت کلام بوجه احسن آن حاصل ګردیده است ..
هرگاه متكلم و ګوینده داراى ملكهاى باشد كه بتواند هدف خویش را به خوبی و با رساترين تعابير ادا كند، فصيح ناميده مى شود. وکلامش در مخاطب اش دارای تاثیر است.
در قرآن عظیم الشان در داستانموسی علیه السلامبه موضوعفصاحتکلامچنین اشاره بعمل آمده است . زمانیکه موسی علیه السلامبرایماموریت الهیتوظیف میګردد. موسى علیه السلام از پروردګار خود می طلبد تا برادرش هارون را جهت فصاحت كلامش که پروردګار نصیباو فرموده است، بحیث همکارش توظیف فرماید .« و اخى هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى( قصص، 28 / 34) ( برادرم هارون از من زبان فصیحتریدارد . پس او را با من منحیث دستیار وهمکارم یکجا گسيل بدار).
علما ء بدین عقیده اند که ) بهترين سخن آن است كه گوش را اذيت نكند و فهم را به زحمت نيندازد ) مقام ومنزلت فصاحت در کلام تا حدى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود ه است : « جمال الرجل فصاحة لسانه،جمال مرد رسايى زبانش مى باشد.
بــــلاغـــت: دومیننقطه در تاثیر ګزاری کلام ، بلاغت کلام است.بلاغت در لغت به معناى وصول و انتهاست؛ و در اصطلاح عبارت است از مطابقت كلام بامقتضاى ( مقتضی) حال و مقام، به طور مثال در مقام تأكيد، ايجاز و يا اطناب سخن،رعايت هر يك را بنمايد.
بسيارى از ناهنجارىهاى سخن ناشىاز عدم رعايت موقعيت كلام است. در( سوره نسأ آیه : ۶۳ ) درباره منافقين آمدهاست: «فاعرض عنهم و عظ هم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغا» از آنان روى برتاب و پندشان ده و با آنها سخن رسا بگوى.
بلاغت در سخن حتى شامل پرهيز از سوال نامناسب هم خواهد شد، در آيه 101 سوره مائده مى خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا لا تسألوا عن اشيأ أن تبدلكم تسؤكم» اى اهل ايمان از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مى كند مپرسيد.
از امام على عليهالسلام نقل شده كه فرموده: لا تتكلمن اذا لم تجد الكلام موقعا(4) البته نبايد هنگامى كه براى كلام زمينه نيست سخن گفت.
اقتضاىبلاغت در سخن آن است كه محدوده كلام نيز به تناسب موقعيتها رعايت گردد.
دركلام امام على عليهالسلام آمده است: الكلام كالدوأ قليله ينفع و كثيرهقاتل(5) سخن همچون داروست، اندكش سود مى بخشد و فراوانى آن كشنده است.
حفظ نرمی وملایمت زبا ن: سومیننقطه در تاثیر ګزاری کلام،مراعات کردن نرمی وملایمت کلام است ، کلامی که نرم وملایم باشد تاثیر قوی بر جانب مقابل می ګذارد .تأثير لحن ملايم تا بدانجاست كه خداوند به موسى و هارون مى گويد : «قوله له قولا لينا لعله يتذكر او يخشى » ( سوره طه آیه ۲۰ / ۴۴ ) ( با او سخنى نرم گوييد شايد كه پند گيرد يا بترسد. )
رمز موفقیت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عليرغم نبود امكانات وسیعیدر فن نرمی کلام وملایمتنهفته بو د :
« فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولك» ( آل عمران آیه ۱۵۹ ) ( پس به بركت رحمت الهى با آنان نرمخو شدى و اگر سخت دل بودى قطعا از اطرافت پراكنده مى شدند ) .
سدید بودن کلام: چهارمین نقطهدر تاثیر ګزاری کلام ، سديد بودن كلام است، این بدین معنا است هر چه که كلام انسان با عقل و منطق و استدلال بيشتراستوار باشد ميزان استحكام آن بيشتر خواهد بود. هر چه استحكام كلام بيشترباشد ثبات و بقأ آن بيشتر خواهد بود . اصولاً قرآن به دليل آنكه سخنش يا باعقل همانگ است و يا با فطرت، از استحكام و استقامت خاصى برخوردار است. قرآن عظیم الشان در سوره احزاب آيه ۷۰ و ۷۱ در موردسدید بودن کلام چنین میفرماید:
« يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سديدا. يصلح لكم اعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم » (اى مؤمنان از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد تا اعمال شما را به اصلاح در آورد و گناهانتان را ببخشايد. ) گويا از آثار سخن محکم، اصلاح اعمال و تطهير انسان از گناه خواهد بود.
سهل وآسان بودن کلام: پنجمین نقطهدر تاثیر ګزاری کلام ، سهل وآسان بودن کلام است . به هر اندازه که کلام انسان ساده واسان باشد به هماناندازهفهم وتاثیر آن بجانب مقابل وشنوینده سهل وآسان است .
قرآن عظیم الشاندر سوره ص آیات (۳۷/ ۸۶)میفرماید : « قل ما اسألكم عليه من اجرو ما انا من المتكلفين .»
( بگو من مزدى بر رسالتم از شما طلب نمىكنم و اهل تكلف و تصنع نيستم .) همچنان در حدیث پیامبر اسلام اآمده است که میفرماید : « نحن معاشر الانبيأ و الاوليأ برآ من التكلف » ( ما گروه انبيا و اوليا از تكلف و زحمت بيزاريم.
از آداب سخن آناست كه همراه با سهولت و آسانى باشد. قرآن، خود را به اين صفت، موصوفكرده، ومیفرماید :
« و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر » ( سوره قمر، آیات ۴۰ /۵۴) ( و قطعاً قرآن را براى پند آموزى آسان كرديم. پس آيا پندگيرندهاى هست؟ از فحوای اين آيه متبرکه چنین استفاده بعمل می آید كه سهولت در كلام، خود عاملىاست براى يادگيرى آسان و مقبوليت در سخن و لذا قرآن دستور مى دهد را باآسانى ادا كنيد: «فقهل لهم قولا ميسورا» ( سوره اسزآ ،یه آیات ۱۷/ ۲۸ ) ( و با ايشان باملايمت سخن بگو. )
لغو نبودن کلام: ششمین نقطهدر تاثیر ګزاری کلام لغو نبودن کلام است ، این بدین معنیاست که آن کلام قابل اعتنا نباشد.همان سخنى كه از روى فكر و تأمل صادر نشود كه به منزله صداى گنجشكان است. و گاه به هر كلام قبيح نیز لغو گفته مى شود.
قرآنعظیم الشان در اوصاف بهشت میفرماید : « لا يسمعون فيها لغوا و لا كذابا » (سوره نبأ، 78 / 35) در آنجا نه بيهودهاى شنوند و نه يكديگر را تكذيب كنند.
همچنين در اوصاف مؤمنان مى خوانيم:«و الذين هم عن اللغو معرضون» (مؤمنون، 23 / 3) آنان كه از سخن بيهوده رويگردانند.
از موارد استعمال كلمه لغو مى توان چنين نتيجه گرفت كه يكى از آداب سخن آن است كه كلام، همراه با نوعى فكر و مقبوليت باید ادا وصورت ګیرد .
معروف بودن كلام:هفتمین نقطهدر تاثیر ګزاری کلام معروف بودن کلام است .براى هر كارى كه بواسطه عقل يا شرع، حسنش شناخته شده باشدو منكر آن است كه به واسطه اين دو مورد انكار قرار گرفته باشد.
معروف گاه صفت فعل قرار مى گيرد، آن گونه كه از آيه«و أمر بالعرف» (اعراف، 7 / 199) فهميده مى شود. و گاه صفت كلام قرار مى گيرد. يعنى يكىاز آداب سخن آن است كه كلام متكلم بايد از نظر عقل و شرع تحسين شده باشد. آن گونه كه از آيات « و قلن قولا معروفا » (احزاب، 33 / 32) و« قول معروف » (محمد، 47 / 21) فهميدهمىشود.
حسن مطلع و حسن ختام: وهشتمین نقطهدر تاثیر ګزاری کلام حسن مطلع وحسن ختام کلام است ، این بدین معنی است که آغازسخنو انجامسخن وکلام بایدبا نام پروردګارباشد . المانیها مثلمعروف دارد که میګویند : ( اخرش اګرخوبباشد این بدین معنی است که همه اشخوب بود. )
هموطنان و خواننده ګان ګرامی!
درین ارتباط به جاء بود تا تماس های درمورد شخص نیک نګر ( اوپتیمست) وطرق تعابیر و افاده های خوشبینانه مثبت آن و شخص بد نګر ( پسیمیست) و افاده های بدبینانه و منفی آن میداشتم. اما جهت طول بحث از آن خود داری میکنم.
همچنان تأکید میدارم که بخش از سفارش های و رهنمایی های فوق دقیقا به شرایط خاص وضعیت، طرف و حالت متقابل، سطح برداشت و اندازه و توان آخذه و کفایت وفهم طرفین، وضع موجود و و دها موارد و شروط با تشخیص مشخص از وضع فرق کرده میتواند که باید حین افاده ها و اظهارات جدا به صورت انفرادی نیز در نظر ګرفته خواهد شد.
نام مقاله : آداب صحبت
تتبع ونگارش: امـین الدین «سعیـدی- سـعـیـد افـغـانی »
مـدیـر مرکز مطالعات ستراتیژیکی افغان ومسؤل مرکز فرهنگی دحـق لاره- جرمنی