|
عباس خروشان خطاب به همه ی آنانیکه خود را در برابر میهن و مردم ، متعهد میداننـــــد افغانستان امروز کشوریست که در آن تعدد احزاب جلال قانونی دارد. احزاب مو جود در کشور یا احزاب قومی ، زبانی و منطقه یی هستند ، یا احزاب بسیار کو چک که شامل محاسبه های سیاسی نمی باشند . مشخصه ی بارز اکثریت مطلق این احزاب را عدم تعهد آنها در برابر د موکراسی ترقی ورفاه مردم تشکیل می دهد ، احزاب قربانی معامله گری های زیان باری اند که اگاهانه یا غیر اگاهانه به آن چسپیده اند ، دیگر مردم و میهن از دایره ی تفکر این احزاب بیرون رانده شده است. ناکام شدن گروه حاکم در تمثیل د موکراسی ، در جریان انتخابات ریاست جمهوری ، کم مشقی و بی استعدادی حیرت آوری را به نمایش گذاشت ، آنهم به آن حدی که کار گردانهای پشت صحنه ی سیاسی مجبور به طی راه های پیشبینی نا شده و نا متعارف شدند. عدم اشتراک کافی مردم در پروسه ی انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که مردم از سیاست موجود و حاکم نا راضی و دلزده اند ، عدم مو جودیت و حضور حزب قوی مردمی نیز به وضاحت بر ملا گردید . حزبیکه در استقامت دادن مردم به خط منافع مردم می بایست فعال می بود. نا امنی تا اقصای کشور مانند شیطان شرارت نفوذ می کند و نیروهای مسلح داخلی و خارجی از مهار آن عاجز می ماند. خطر تسلط بنیاد گرایی ، روز تا روز افزونتر می شود و سایه ی تفکر آن در قلوب و اذهان نفوذ نموده ، گسترش می یابد. استراتیژی رئیس جمهوری امریکا : آقای او با ما که تا کید به خارج شدن نیروهای امریکا ، ناتو و در مجموع قوت های خارجی از افعانستان دارد ، خطر توسعه و تسلط بنیاد گرایی را تقویه می کند. کمک های بزرگ اقتصادی جهان در ملای عام به غارت برده می شوند ، در حالیکه اخطار های جدی و جود دارد که غرب به این وضعیت ادامه داده نمی تواند. فساد در همه ی شئون دولت حاکمیت دارد ، مافیای اقتصادی بیداد می کند ، کشت و ترافیک مواد مخدر تا حد یک خطر ملی تقویت یافته است. فاصله ی طبقاتی بزرگ و بزرگتر می شود ، عده ی از راه های غیر قانونی و فساد ، صاحب همه ثروت ها می شوند، در حالیکه کتله های وسیع مردم از فقر و بیکاری رنج می برند. تمامی حلقات روشنفکری کشور که به مردم و میهن فکر می کنند و اند یشه ی ترقی و رفاه را در سر می پرورانند ، از ضمیر و اندیشه تا حضور و عمل خویش از ضرورت ایجاد یک حزب بزرگ و اثر گذار درسیاست های کشور صحبت می کنند. احزاب کو چک روشنفکری اگر بسوی وحدت و اتحاد نیروها گام بر ندارند ، قانون جدید احزاب آنها را از صحنه ی سیاست جاروب خواهد کرد و یا همچنان خالی از اهمیت باقی خواهند ماند . همه ی تحلیل های جامعه شناسانه ، از نقش الزامی که باید احزاب بعهده بیگرند سخن می گوید . دیگر زما ن احیای مبنا های تیئوریک مبارزات د مرکراتیک و ترقی خواهانه ، هویت های بزرگ سیاسی و رفع بحران اعتماد بو جود آمده است ، دیگر ما در پایام سده ی بیستم قرار نداریم. از این رو با یقین می توان گفت که جایگاه حزب نیرومند ، مقتدر وبزرگ ملی که از دموکراسی ، ترقی و رفاه مردم حمایت نماید ، بافساد در هر شکل آن مبارزه کند ، و برای از میان بر داشتن پدیده های شرم آور فقر و بیکاری و عقب مانده گی به پاخیزد ، برای وحدت ملی تلاش نماید و پیرو سیاست تر قیخواه هانه ، معتدل و مدنی باشد ، خالی است ، حزبیکه بتواند منشا اثر بر روند های سیاسی کشور باشد. رفقای عزیز امروز تلاش برای ایجاد حزب نیرومند ، با نفوذ و اثر گذار بر سیاست های کشور از استقامت های مختلف به راه افتاده است . غرب نیز سعی خواهد کرد تا به این سوال تاریخی یعنی کثرت انقطابها پاسخ مناسب و در خور بیابد و برای محدود کردن آن به دو یا سه محور تلاش خواهد نمود. ولی تمامی این کوشش ها ، از جانب غرب ، فاقد دو امر مهم و ضرور خواهد بود. غرب کادر سیاسی تحصیل کرده و با تجربه ی لازم و کافی که بتواند وظایف اداره و محدود کردن انقطا بهای مو جود و تنظیم آنرا در محورهای پیشبینی شده ، رهبری کند ، ندارد ، لذا از این رهگذر یکی از مراجع سربازگیری رفقای ما خواهد بود. مسئله ی دوم ، همان عدم توجه به مردم و نیازهای مردم و حل مسئله ی فقر و عقب مانده گی کشور است که غرب به آن نمی اندیشد . هشت سال حضور امریکا و اروپا در افغانستان نشان داد که این مسئله به هیچ وجه ، حتی از موارد فرعی اجندای فعالیت های آنها را در بر نمی گیرد. نگاه غرب در این مسئله، نگاه مدیرانه است که اصل مهم آنرا اداره و سازماندهی جامعه افاده می کند به این ترتیب حتی در صورت موفقیت آنها احزاب کلانی خواهیم داشت که راه های معا مله گری سیاسی را آزاد و آسان کنند بدون آنکه جامعه نفعی از آن کسب نماید . دوستان ارجمند شما نیز در عین زمان به این دو مسئله پاسخ می دهید ، یا به محل سرباز گیری تبدیل میشوید و یا خلای سیاسی مو جود را پر می سازید . اندیشه و عمل شما در آینده ی نه چندان دور ، این مسئله را به وضوح تمام پاسخ خواهد گفت. اما قبل از هر چیز میخواهیم خاطر نشان کنم که ما اگر متحد شویم و تهداب چنان حزبی را بگذاریم که توانایی حل مسا ئیل کنونی را داشته باشد و نشان دهیم که یک سیاست معتدل و مدنی ،الترناتیف قابل پذیرش ، برای بیرون رفت از بحران مو جود است ، در این صورت بجای سر بازی در راه اهداف دیگران که خطر دور ریختن مستخدم را در هر لحظه ی خواهد داشت ، خود به پیشا هنگ سیاسی قابل اعتماد مردم بدل خواهیم شد. یاران عزیز و محترم : آنچه ما را به نسبت های متفاوت از هم جدا میکند یا نزدیک می سازد ، تاریخ است . زیرا در تاریخ گذشته بنابر مو ضع گیری ها ، نظرات و اعمالی گوناگون یا با هم نزدیک بوده ایم ، یا از هم جدا شده ایم . بنابران فقط اندیشه ، عمل و مو ضع گیری ما در آینده می تواند ما را متحد و نزدیک بسازد. اگر ما در سیاست ، اندیشه و عمل دارای موضع واحد ، در راستای خط واحد فکری که مبنای آنرا دموکراسی ، ترقی کشور و رفاه مردم و اندیشه های مدنی تشکیل بد هد و بتوانیم خود را تا به آن جایگاه ارتقا دهیم که باور کنیم سیاست را می توان مدنی و انسانی ساخت ، تاریخ آینده ما را متحد خواهد ساخت . بیایید با صراحت بگوییم : اگر نظریات بسیار عالی گذشته ، شخصیت های بسیار ممتاز گذشته ، عمل و برنامه های بی همتای گذشته ما را از هم جدا می کند و در راه تشکیل یک وحدت مردمی نقش موانع را بازی می کند ، خالی از هر گو نه ارزشی است که بتوان به آن اتکا کرد. تنها آن بخش از افتخارات عام که به هیچ صورت مانع حرکت جنبش به جلو نمی شود و در شرایط امروز و فردا ، جنبش را به پیش میراند و یاری میر ساند ارزشمند است. دوستان محترم : مبارزه نوین برای اهداف عالی انسانی باید با واقعیت های امروز د مساز باشد ، ما ا رما نگرا نیستیم ، اگر ارمانها مدینه ی فاضله باشد که دسترسی به آن ممکن نیست ، ار مانهای ما باید بطور دقیق ، واقعی و قابل دسترس باشد ، نه اتو پیای که ده ها نسل قربانی طلب کند و هنوز هم دست نارس باشد. ما میخواهیم با هم آنچه در توان ما است ، برای ترقی و رفاه امروز و فردای نزدیک کشور و مردم خود انجام دهیم ، آینده های دور را برای نسل های دیگر ، خرد و عمل آنها می سپاریم . رفقای عزیز: در اینجا اجازه میخواهم تا از نام شما – تمامی روشنفکران ، اندیشه وران ، حلقات ، محافل ، سازمان های کو چک موجود و همه شخصیت ها مستقل ملی و تر قی خواه را مورد خطاب قرار داده اظهار نمایم. بیایید بخاطر ایجاد یک حزب بزرگ و نیرومند ، متکی بر بنیاد های د موکراتیک ، معاصر و مدنی گردهم آییم و برای اهداف واقعی و و دستیافتنی – دموکراسی ، ترقی کشور و رفاه مردم _ مبارزه کنیم. پای |