|
tatahomپيـــــــــــــــــام شورای مرکزی نهضت تفاهم افغا |
|
پيـــــــــــــــــام شورای مرکزی نهضت تفاهم افغانها در اروپارفقا و دوستان! سلام ها و شادباشهای ګرم و صمیمانهء ما را بپذیرید. خوشوقتم که شماری از بهترین های خود را در آغوش پر مهر وطن دور هم و در کنار هم و برای رسیدن به وحدت و همدلی و هسته ګذاری فردا های فارغ از ستم و به بردګی رفتن میهن به خون خفتهء خود می بینیم. ما سنګینی وضعیت را که فاجعه جاری بر شما و بر همهء خلقهای وطن محبوب ما افغانستان تحمیل داشته اند، درک میکنیم. فتنه های سیاست و ستمګری دموکراتیزه شدهء بازار و همراهی دلالان پول و مقام ومنزلت جویی با آن، بدون شک مسخ شخصیت را به اوجش رسنده است. در وضع موجود تنها وطن و انسان وطن ما نه بلکه، بشریت در کلیت خود اسیر درماندهء فتنه فتنه های سودجویانهء بازار است. درین بازی ابر قدرتهای جهان زیر نام جهانی شدن خوابهای تقسیم دوبارهء جهان و تسلط یافتن بر آخرین داشته های مادی و معنوی دنیای از نظر آنها فرو افتاده را می بینند. به همین دلیل جنګها و فتنه های همرکاب با آن تصادفی و معلول این یا آن حادثهء خاصی نیست. با درد ودریغ که طراحان جنګهای با ستراتیژیهای ازین دست قبل از هر اقدامی برای کارایی برنامه های خود بر روشنفکران سرمایه ګذاری میکنند، نه تنها شبکه های اطلاعاتی، بلکه میدیای شبکه یی شده این روند را به قوت به سود جنګ و خون و به بردګی بردن ملتها جان می بخشد. در چنین وضعی یافتن یاران و همراهان متعهد و با ارمان و جسوری باید تا طلسم زور و فساد و ستمګری را به مقابله دعوت کند. ما براین باوریم که با همهء افتیدنها و پراګندګیها فکری، سیاسی و سازمانی خود هنوز یک واقعیت زنده و بالنده سیاسی سازمانی وطن خود و یک امید خلقهای به خاک و خون کشیده وطن خود هستیم. شخصیت ها، توانایی ها و ظرفیت های در ماهست که هنوز در فسون زور و سرمایه سر به بردګی نه نهاده است. حرکت جسورانه و تاریخی شما رفقا نوید بخش آنست که میتوان بحران اعتماد را به زانو در آورد و به قدرت و واقعیت وجودی خود در بطن جامعهء بلاکشیدهء خود توجه کرد و با زدودن عوامل که باعث فاصله های دربین خودما و با مردم ما شده است، فردای وطن و انسان وطن را به دقت رقم زد. رفقا! یقین داریم که فرصت های محدود و دشواری های نامحدودی در برابر شما قرار دارد. و نیز مطمئنیم که شناخت شما از وضعیت در کشور، منطقه و جهان و موضعګیری های ګوناګون و اغلب هم مضمون حرکتهای سیاسی سازمانی روشنفکری افغانی در داخل و خارج از کشور به پخته ګی لازمی رسیده است. ما ګفته های زیادی نداریم. فقط نکاتی چندی را با اختصار تمام بدون آنکه قصد تحمیل یا دیکتات آنرا داشته باشیمو رفیقانه با شما درمیان میګزاریم، با این شرح: ۱ – ما شکست های دردناکی در عرصه های سیاسی، سازمانی و حتی اندیشه ای متحمل شده ایم. این شکست ها قبل از همه بحران اعتماددر بین بهترینهای خودمانرا به میراث ګذاشته است. ما خود همه قاضی و همه متهم خود شده ایم. این بیماری آزار دهنده و اغلب ذهنیګرانه فاصله های درد آوری را در میان ما به وجود آورد و دشمنان ما نیز تا توانسته است برین زخم خونین نمک پاشیده است. توقع ما اینست که با ګذشت و اعتماد ره به همدلی و همصدایی ګشوده بر تک تک از رفقای تان در هر جا و هر موضع و مقامی که هستند، احترام و ارزش قائل شوید. آنهائیکه ره عوض نه کرده و به اصل و فصل خود پشت پا نزده است، حتما و بدون هیچ شرط و شروطی با شما خواهد بود. ۲ – شکست های ګذشتهء ما سنګین و در مورد جبران ناپذیر و وضعیت جاری پیچيده و سنګین است. تشکیل یک حزب واحد سرتاسری و پاسخګوی امروز و فردای وطن به کار بیشتر و مؤثرتری نیاز دارد. بسیار سودمند خواهد بود که پروسهء وحدت از پائین با جان ګرفتن هسته های تشکیلاتی از سطح محلات تا شهرها ضمانت پایداری یابد و از همین طریق در فرصتهای مناسب در فضای کاملا دموکراتیک بهترین نمایندګان این هسته در مرکز واحدی ګرد هم آمده، ارګان عالی با صلاحیت تشکیل چنین حزبی را به وجود آورند. ۳ – تجارب کار بیش از هشت سال نهضت تفاهم در اروپا به وضاحت نشان داد که تلاش برای وحدتهای سازمانها، نه رفقا، هر بار دشواریها تازهء را بر سر راه این نهضت که آرمان جز وحدت یکپارچهء حزب ما را نداشت، ګذاشته است. شیوه های کار و اندیشیدن ازین دست نه تنها موجب از همپاشی بیشتر، بلکه محرک زایش اندیشه های وجود تشکیلات جبهه یی در درون یک حزب واحد ګردید. که این سخت دردآور و در تقابل با منطق سیاسی سازمانیست. امیدواریم بروحدت رفقا، نه جمع آمدنهای میکانیکی احزاب و سازمانها حساب شود. ۴ - حزب چیزی جز وسیلهء رسیدن به یک سلسله آرمانهای انسانی نیست. انسانی بودن آرمانها نیز در ورای انسان و منافع انسان قابل بحث نیست. انسان و منافع انسان وطن به درک و شناخت و تشخیص منطقی نیاز دارد. این شناخت را در پیوند با انسان وطن صرفنظر از آنکه به چه زبانی سخن میګوید، چه دین و مذهبی و چه داشته های ملی مشترک تاریخی و نیز مختص به خود را دارد، به بر رسی میتوان ګرفت. واقعیت اینست که نابکاران تاریخ از درون و بیرون فاصله های روشنفکر و توده های مردم ما را به شدت از هم بریده است. تکیه بر ایجاد و تقویت هسته های محلی کار سیاسی سازمانی در واقعیت کار در جهت تامین پیوند این فاصله هاست. تا این پیوندها زنده نه شود، ادعای حزب خدمتګذار انسان وطن یک دلخوشی روشنفکری بیش نیست. ۵ - مردم از ما میپرسند و حق دارند بپرسند که موقعیت تان در کجا و در کنار کیهاست. تا پاسخی قناعت بخشی به این پرسش پیدا نشود، ساختن حزب و یافتن شعار و برنامهء مورد قبول نیز متصور نخواهد بود. دو دیدګاه هم اکنون نا ګفته در برابر هم قرار دارد، یکی اینکه میګویند اول یک حزب واحد، یکپارچه، سرتاسری و پرقوت شویم، بعد موضع و شعار و برنامه ریزی کنیم. و دوم اینکه نه، باید نخست موضع خود را یافت و بر بنیاد آن طرح شعار و برنامه کرد و برویت همین موضع و شعار و برنامه رو به دعوتهای وسیعتر برد. هر دو دیدګاه یادشده به شدت در ګرو وضعیت حاکم بروطن قرار دارد. زیرا احزاب، سازمانها، حرکتها و حتی شخصیتهای منفرد با دشواری انتخاب مواجه اند. زیرا درمیان خود و بیګانه سرګردان و سرګیچه اند. بریدن از بیګانه و با قبول ریسک تمام عیار سیاسی اجتماعی بعدی رفتن به متن تاریخ خود کاری است که روشنفکران ما را به عجز و فرصت کشی کشیده است. مبارزه با این بیماری هستی برانداز باید مورد نظر شما رفقاباشد. آرزوی ما اینست که بر متن تاریخ و هستی ملی تاریخی وطن تان حساب کنید و به اعتبار نسل ها در پی زدودن فاصله ها با مردم خود بدون ترس از فتنه و استبداد جهان سالار در حال فرو افتادن به حساب منافع عام ملی خود موضعګیری کنید. سیاست های «هم یار بدست آید و هم دل اغیار نرنجد» دیګر کارا نیست. بریدن از همچو سیاستها بخودی خود آنهای را از شما جدا خواهد کرد که هرګز نفعی در وحدت ما نمی بینند. ۶ - ما باور داریم و تاریخ پرتلاطم کشور ما نیز بارها به اثبات رسانده است که هر بیګانهر قبل از همه برای دوام سیطره و بیداد خود به تحریکات پروپاګندی تجزیه و پارچه پارچه شدن ږطن ما توسط ګماشته ګان و اجیران خود دست زده است و لیک خلقهای این وطن با این بازیها آشنا اند و تاب و توان مقابله با آن را بار ها به آزمایش ګذاشته و طی بیش از پنجهزار سال از شرف و هویت ملی وړ سلامت تاریخی وطن خود دفاع کرده اند. افغانستان سرزمین تقسیم نتپذیر پشتون، تاجيک، هزاره، ازبیک، ترکمن، نورستانی، پشه یی، بلوچ، اهل هنودو ده ها واحد ملی خورد و بزرګ دیګر میهن ما هست و خواهد بود. درامهء بنام دموکراسی و رسوایی انتخابات باید نشان داده باشد که بیماریهای وحدت بر انداز ضد ملی آورده شده از غرب تنها در میان بخشی از روشنفکران بیمار و به دور افتاده از مردم شیوع یافته است. خلقهای ما ازین بیماری با اطمنان کامل در امان اند. مګر نه آنست که آنکه در همین نمایش مضحک ادعای نمایندګی از پشتون میکرد، هيچ حاصل نصیبش نشد و آنکه با خیره سری تمام علیه پشتون کمر بست از قزیه و ده خود رای یک ملک شدن را نیز بدست نیاورد و لیک یک هموطن هزارهء که فریاد وطن سرداد، با همه آنکه هیچ زر و زوری نداشت، رای راستین هر خلقی از خلقهای وطن ما را از خود کرد؟ این باید درس عبرت برای همهء ما در همه موارد باشد. ۷ – تجارب سیاسی سازمانی همه حرکتهای هدفمند اجتماعی نشان داده است که وجود مراکز پرتوان نشراتی نه تنها وسیلهء مؤثرتشکیلاتی بوده است، بلکه از همین طریق است که هم میتوان ره در دل توده ها باز کرد و هم میتوان با شکست سکوت دردبار کنونی شخصیت های مورد حساب خود را به حزب و جامعه از طریق نوشته ها و اندیشه های شان به معرفی رساند. بدست آوردن باور جامعه و انسان جامعه با زیستن در انزوا و مهر سکوت بر زبان زدن ممکن نیست. میدانیم که دشواریهای وضعیت حاکم و ناتوانیهای مالی رفقای ما شما را به یکبارګی قادر به کارهای بسیار بزرګی نخواهد ساخت و لیک در حد توان باید ګامی درین راستا برداشته شود. نهضت تفاهم افغانها در اروپابا حفظ احترام کامل به استقلالیت اندیشه و عمل تان درین مورد و همه موارد دیګر مورد نیاز آماده کمک و یاری و همکاری رفیقانه با شما خواهد بود. به امید پیروزی و سربلندی تان!
پای |